حقوق مدنی و خانواده
قانون مدنی
قواعد اصلی حقوق خصوصی ایران درباره اموال، قراردادها، اشخاص، خانواده و ادله اثبات دعوا.
۱۳۳۵ماده/اصل مستقل
دریافت فایل منبع فهرست مواد
۱۳۳۵ نتیجه
همه مواد و اصول
ماده ۴۲۱
اگرکسی که طرف خودرامغبون کرده است تفاوت قیمت رابدهد خیارغبن ساقط نمی شودمگراینکه مغبون به اخذتفاوت قیمت راضی گردد. هفتم - درخیارعیب
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۲۲
اگربعدازمعامله ظاهرشودکه مبیع معیوب بوده مشتری مختار است درقبول مبیع معیوب یااخذارش یافسخ معامله.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۲۳
خیارعیب وقتی برای مشتری ثابت می شودکه عیب مخفی وموجود درحین عقدباشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۲۴
عیب وقتی مخفی محسوب است که مشتری درزمان بیع عالم به آن نبوده است اعم ازاینکه این عدم علم ناشی ازآن باشدکه عیب واقعامستوربوده…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۲۵
عیبی که بعدازبیع وقبل ازقبض درمبیع حادث شوددرحکم عیب سابق است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۲۶
تشخیص عیب برحسب عرف وعادت می شودوبنابراین ممکن است برحسب ازمنه وامکنه مختلف شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۲۷
اگردرموردظهورعیب مشتری اختیارارش کندتفاوتی که باید به اوداده شودبطریق ذیل معین می گردد. قیمت حقیقی مبیع درحال بی عیبی وقیمت حقیقی آن درحال معیوبی…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۲۸
درصورت اختلاف بین اهل خبره حدوسط قیمتهامعتبراست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۲۹
درموادذیل مشتری نمی تواندبیع رافسخ کندوفقط می تواند ارش بگیرد: ۱) درصورت تلف شدن مبیع نزدمشتری یامنتقل کردن آن به غیر. ۲) درصورتی که…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۳۰
اگرعیب حادث بعدازقبض درنتیجه عیب قدیم باشدمشتری حق ردنیزخواهدداشت.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۳۱
درصورتی که دریک عقدچندچیزفروخته شودبدون اینکه قیمت هریک علیحده معین شده باشدوبعضی ازآنهامعیوب درآیدمشتری بایدتمام آن راردکندوثمن رامستردداردیاتمام رانگاهداردوارش بگیردوتبعیض نمی تواندبکندمگربه رضای بایع.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۳۲
درصورتی که دریک عقدبایع یک نفرومشتری متعددباشدودر مبیع عیبی ظاهرشودیکی ازمشتریهانمی تواندسهم خودرابه تنهائی ردکندو دیگری سهم خودرانگاه داردمگربارضای بایع وبنابراین اگردرردمبیع اتفاق نکردندفقط…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۳۳
اگردریک عقدبایع متعددباشدمشتری می تواندسهم یکی رارد ودیگری رابااخذارش قبول کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۳۴
اگرظاهرشودکه مبیع معیوب اصلامالیت وقیمت نداشته بیع باطل است واگربعض مبیع قیمت نداشته باشدبیع نسبت به آن بعض باطل است و مشتری نسبت به…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۳۵
خیارعیب بعدازعلم به آن فوری است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۳۶
اگربایع ازعیوب مبیع تبری کرده باشدبه اینکه عهده عیوب راازخودسلب کرده یاباتمام عیوب بفروشدمشتری درصورت ظهورعیب حق رجوع به بایع نخواهدداشت واگربایع ازعیب خاصی…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۳۷
ازحیث احکام عیب ثمن شخصی مثل مبیع شخصی است. هشتم - درخیارتدلیس
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۳۸
تدلیس عبارت است ازعملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۳۹
اگربایع تدلیس نموده باشدمشتری حق فسخ بیع راخواهدداشت وهمچنین است بایع نسبت به ثمن شخصی درصورت تدلیس مشتری.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۰
خیارتدلیس بعدازعلم به آن فوری است. نهم - درخیارتبعض صفقه
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۱
خیارتبعض صفقه وقتی حاصل می شودکه عقدبیع نسبت به بعض مبیع به جهتی ازجهات باطل باشددراین صورت مشتری حق خواهدداشت بیع رافسخ نمایدیابه نسبت…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۲
درموردتبعض صفقه قسمتی ازثمن که بایدبه مشتری برگرددبه طریق ذیل حساب می شود - آن قسمت ازمبیع که به ملکیت مشتری قرارگرفته منفرداقیمت می…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۳
تبعض صفقه وقتی موجب خیاراست که مشتری درحین معامله عالم به آن نباشدولی درهرحال ثمن تقسیط می شود. دهم - درخیارتخلف شرط
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۴
احکام خیارتخلف شرط بطوری است که درمواد۲۳۴الی ۲۴۵ ذکرشده است. فقره دوم - دراحکام خیارات بطورکلی
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۵
هریک ازخیارات بعدازفوت منتقل به وارث می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۶
خیارشرط ممکن است به قیدمباشرت واختصاص به شخص مشروط له قرارداده شوددراین صورت منتقل به وارث نخواهدشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۷
هرگاه شرط خیاربرای شخصی غیرازمتعاملین شده باشدمنتقل به ورثه نخواهدشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۸
سقوط تمام یابعضی ازخیارات رامی توان درضمن عقدشرط نمود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۹
فسخ بهرلفظ یافعلی که دلالت برآن نمایدحاصل می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۰
تصرفاتی که نوعاکاشف ازرضای معامله باشدامضای فعلی مثل آنکه مشتری که خیارداردباعلم به خیارمبیع رابفروشدیارهن بگذارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۱
تصرفاتی که نوعاکاشف ازبهم زدن معامله باشدفسخ فعلی است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۲
اگرمتعاملین هردوخیارداشته باشندویکی ازآنهاامضاکندو دیگری فسخ نمایدمعامله منفسخ می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۳
درخیارمجلس وحیوان وشرط اگرمبیع بعدازتسلیم ودرزمان خیاربایع یامتعاملین تلف یاناقص شودبرعهده مشتری است واگرخیارمختص مشتری باشدتلف یانقص بعهده بایع است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۴
هرگاه مشتری مبیع رااجاره داده باشدوبیع فسخ شوداجاره باطل نمی شودمگراین که عدم تصرفات ناقله درعین ومنفعت برمشتری صریحایا ضمناشرط شده که دراین صورت…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۵
اگرپس ازعقدبیع مشتری تمام یاقسمتی ازمبیع رامتعلق حق غیرقراردهدمثل اینکه نزدکسی رهن گذاردفسخ معامله موجب زوال حق شخص مزبورنخواهدشدمگراینکه شرط خلاف شده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۶
تمام انواع خیاردرجمیع معاملات لازمه ممکن است موجودباشد مگرخیارمجلس وحیوان وتاخیرثمن که مخصوص بیع است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۷
هربیع لازم است مگراینکه یکی ازخیارات درآن ثابت شود. فصل دوم - دربیع شرط
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۸
درعقدبیع متعاملین می توانندشرط نمایندکه هرگاه بایع درمدت معینی تمام مثل ثمن رابه مشتری ردکندخیارفسخ معامله رانسبت به تمام مبیع داشته باشدوهمچنین می توانندشرط…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۹
دربیع شرط به مجردعقدمبیع ملک مشتری می شودباقیدخیار برای بایع بنابراین اگربه شرایطی که بین اوومشتری برای استردادمبیع مقرر شده است عمل ننمایدبیع قطعی…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۰
دربیع شرط مشتری نمی توانددرمبیع تصرفی که منافی خیار باشدازقبیل نقل وانتقال وغیره بنماید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۱
اگرمشتری درزمان خیارازاخذثمن امتناع کندبایع می تواند باتسلیم ثمن به حاکم یاقائم مقام اومعامله رافسخ کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۲
اگرمبیع به شرط بواسطه فوت مشتری به ورثه اومنتقل شودحق فسخ بیع درمقابل ورثه به همان ترتیبی که بوده است باقی خواهدبود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۳
اگردربیع شرط معلوم شودکه قصدبایع حقیقت بیع نبوده است احکام بیع درآن مجری نخواهدبود. فصل سوم - درمعاوضه
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۴
معاوضه عقدی است که بموجب آن یکی ازطرفین مالی میدهدبه عوض مال دیگرکه ازطرف دیگراخذمی کندبدون ملاحظه اینکه یکی ازعوضین مبیع ودیگری ثمن باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۵
درمعاوضه احکام خاصه بیع جاری نیست. فصل چهارم - دراجاره
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۶
اجاره عقدی است که بموجب آن مستاجرمالک منافع عین مستاجره می شود.اجاره دهنده راموجرواجاره کننده رامستاجرومورداجاره راعین مستاجره گویند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۷
مورداجاره ممکن است اشیاءیاحیوان یاانسان باشد. مبحث اول - دراجاره اشیاء
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۸
دراجاره اشیاءمدت اجاره بایدمعین شودوالااجاره باطل است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۹
مدت اجاره ازروزی شروع می شودکه بین طرفین مقررشده واگر درعقداجاره ابتدای مدت ذکرنشده باشدازوقت عقدمحسوب است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۰
درصحت اجاره قدرت برتسلیم عین مستاجره شرط است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۱
برای صحت اجاره بایدانتفاع ازعین مستاجره بابقاءاصل آن ممکن باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۲
عین مستاجره بایدمعین باشدواجاره عین مجهول یامرددباطل است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۳
لازم نیست که موجرمالک عین مستاجره باشدولی بایدمالک منافع آن باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۴
مستاجرمی تواندعین مستاجره رابه دیگری اجاره بدهدمگر اینکه درعقداجاره خلاف آن شرط شده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۵
اجاره مال مشاع جائزاست لیکن تسلیم عین مستاجره موقوف است به اذن شریک.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۶
موجربایدعین مستاجره راتسلیم مستاجرکندودرصورت امتناع موجراجبارمی شودودرصورت تعذراجبارمستاجرخیارفسخ دارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۷
موجربایدعین مستاجررادرحالتی تسلیم نمایدکه مستاجر بتوانداستفاده مطلوبه ازآن رابکند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۸
هرگاه معلوم شودعین مستاجره درحال اجاره معیوب بوده مستاجرمی توانداجاره رافسخ کندیابهمان نحوی که بوده است اجاره راباتمام اجرت قبول کندولی اگرموجررفع عیب کندبه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۹
عیبی که موجب فسخ اجاره می شودعیبی است که موجب نقصان منفعت یاصعوبت درانتفاع باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۸۰
عیبی که بعدازعقدوقبل ازقبض منفعت درعین مستاجره حادث شودموجب خیاراست واگرعیب دراثناءمدت اجاره حادث شودنسبت به بقیه مدت خیارثابت است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←