حقوق مدنی و خانواده
قانون مدنی
قواعد اصلی حقوق خصوصی ایران درباره اموال، قراردادها، اشخاص، خانواده و ادله اثبات دعوا.
۱۳۳۵ماده/اصل مستقل
دریافت فایل منبع فهرست مواد
۱۳۳۵ نتیجه
همه مواد و اصول
ماده ۳۶۱
اگردربیع عین معین معلوم شودکه مبیع وجودنداشته بیع باطل است. مبحث چهارم - درآثاربیع
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۶۲
آثاربیعی که صحیحاواقع شده باشدازقرارذیل است: ۱ - بمجرد وقوع بیع مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن می شود. ۲ - عقد بیع…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۶۳
درعقدبیع وجودخیارفسخ برای متبایعین یاوجوداجلی برای تسلیم مبیع یاتادیه ثمن مانع انتقال نمی شودبنابراین اگرثمن یامبیع عین معین بوده وقبل ازتسلیم آن احدمتعاملین مفلس…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۶۴
دربیع خیاری مالکیت ازحین عقدبیع است نه ازتاریخ انقضاء خیارودربیعی که قبض شرط صحت است مثل بیع صرف انتقال ازحین حصول شرط است نه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۶۵
بیع فاسداثری درتملک ندارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۶۶
هرگاه کسی به بیع فاسدمالی راقبض کندبایدآن رابه صاحبش ردنمایدواگرتلف یاناقص شودضامن عین ومنافع آن خواهدبود. فقره دوم - درتسلیم
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۶۷
تسلیم عبارتست ازدادن مبیع به تصرف مشتری به نحوی که متمکن ازانحاءتصرفات وانتفاعات باشدوقبض عبارت است ازاستیلاء مشتری برمبیع.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۶۸
تسلیم وقتی حاصل می شودکه مبیع تحت اختیارمشتری گذاشته شده باشداگرچه مشتری آن راهنوزعملاتصرف نکرده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۶۹
تسلیم به اختلاف مبیع به کیفیات مختلفه است وبایدبه نحوی باشدکه عرفاآن راتسلیم گویند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۷۰
اگرطرفین معامله برای تسلیم مبیع موعدی قرارداده باشند قدرت برتسلیم درآن موعدشرط است نه درزمان عقد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۷۱
دربیعی که موقوف به اجازه مالک است قدرت برتسلیم در زمان اجازه معتبراست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۷۲
اگرنسبت به بعض مبیع بایع قدرت برتسلیم داشته ونسبت به بعض دیگرنداشته باشدبیع نسبت به بعض که قدرت برتسلیم داشته صحیح است و نسبت…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۷۳
اگرمبیع قبلادرتصرف مشتری بوده باشدمحتاج به قبض جدید نیست وهمچنین است درثمن.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۷۴
درحصول قبض اذن بایع شرط نیست ومشتری می تواندمبیع را بدون اذن قبض کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۷۵
مبیع بایددرمحلی تسلیم شودکه عقدبیع درآنجاواقع شده است مگراینکه عرف وعادت مقتضی تسلیم درمحل دیگرباشدویادرضمن بیع محل مخصوصی برای تسلیم معین شده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۷۶
درصورت تاخیردرتسلیم مبیع یاثمن ممتنع اجباربه تسلیم می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۷۷
هریک ازبایع ازمشتری حق داردازتسلیم مبیع یاثمن خودداری کندتاطرف دیگرحاضربه تسلیم شودمگراینکه مبیع یاثمن موجل باشددراین صورت هرکدام ازمبیع یاثمن که حال باشدبایدتسلیم شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۷۸
اگربایع قبل ازاخذثمن مبیع رابه میل خودتسلیم مشتری نماید حق استردادآنرانخواهدداشت مگربه موجب فسخ درموردخیار.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۷۹
اگرمشتری ملتزم شده باشدکه برای ثمن ضامن یارهن بدهددرعمل به شرط نکندبایع حق فسخ خواهدداشت.واگربایع ملتزم شده باشدکه برای درک مبیع ضامن بدهدوعمل به…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۸۰
درصورتی که مشتری مفلس شودوعین مبیع نزداوموجودباشد بایع حق استردادآن راداردواگرمبیع هنوزتسلیم نشده باشدمی تواندازتسلیم آن امتناع کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۸۱
مخارج تسلیم مبیع ازقبیل اجرت نقل آن به محل تسلیم، اجرت شمردن ووزن کردن وغیره بعهده بایع است مخارج تسلیم ثمن برعهده مشتری است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۸۲
هرگاه عرف عادت ازبابت مخارج معامله یامحل تسلیم برخلاف ترتیبی باشدکه ذکرشده ویادرعقدبرخلاف آن شرط شده باشدبایدبرطبق متعارف یامشروط درعقدرفتارشودوهمچنین متبایعین می توانندآن رابه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۸۳
تسلیم بایدشامل آن چیزی هم باشدکه اجزاءوتوابع مبیع شمرده می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۸۴
هرگاه درحال معامله مبیع ازحیث مقدارمعین بودودروقت تسلیم کمترازآن مقداردرآیدمشتری حق داردکه بیع رافسخ کندیاقیمت موجود راباتادیه حصه ای ازثمن به نسبت موجودقبول نمایدواگرمبیع…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۸۵
اگرمبیع ازقبیل خانه یافرش باشدکه تجزیه آن بدون ضررممکن نمی شودوبه شرط بودن مقدارمعین فروخته شده ولی درحین تسلیم کمتریابیشتر درآیددرصورت اولی مشتری ودرصورت…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۸۶
اگردرمورددوماده قبل معامله فسخ شودبایع بایدعلاوه بر ثمن مخارج معامله ومصارف متعارف راکه مشتری نموده است بدهد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۸۷
اگرمبیع قبل ازتسلیم بدون تقصیرواهمال ازطرف بایع تلف شودبیع منفسخ وثمن بایدبه مشتری مستردگرددمگراینکه بایع برای تسلیم به حاکم یاقائم مقام اورجوع نموده باشدکه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۸۸
اگرقبل ازتسلیم درمبیع نقصی حاصل شودمشتری حق خواهدداشت که معامله رافسخ نماید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۸۹
اگردرمورددوماده فوق تلف شدن مبیع یانقص آن ناشی ازعمل مشتری باشدمشتری حقی بربایع نداردوبایدثمن راتادیه کند. فقره سوم - در ضمان درک
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۹۰
اگربعدازقبض ثمن مبیع کلایاجزاءمستحق للغیردرآیدبایع ضامن است اگرچه تصریح به ضمان نشده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۹۱
درصورت مستحق للغیربرآمدن کل یابعض ازمبیع بایع باید ثمن مبیع رامستردداردودرصورت جهل مشتری بوجودفسادبایع بایدازعهده غرامات وارده برمشتری نیزبرآید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۹۲
درموردماده قبل بایع بایدازعهده تمام ثمنی که اخذنموده است نسبت به کل یابعض برآیداگرچه بعدازعقدبیع بعلتی ازعلل درمبیع کسرقیمتی حاصل شده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۹۳
راجع به زیادتی که ازعمل مشتری درمبیع حاصل شده باشد مقررات ماده ۳۱۴مجری خواهدبود. فقره چهارم - درتادیه ثمن
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۹۴
مشتری بایدثمن رادرموعدودرمحل وبرطبق شرائطی که درعقد بیع مقررشده است تادیه نماید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۹۵
اگرمشتری ثمن رادرموعدمقررتادیه نکندبایع حق خواهد داشت که برطبق مقررات راجعه به خیارتاخیرثمن معامله رافسخ یاازحاکم اجبارمشتری رابه تادیه ثمن بخواهد. مبحث پنجم -…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۹۶
خیارات ازقرار ذیلند: ۱ - خیارمجلس ۲ - خیارحیوان ۳ - خیارشرط. ۴ - خیارتاخیرثمن. ۵ - خیاررویت وتخلف وصف. ۶ - خیارغبن. ۷…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۹۷
هریک ازمتبایعین بعدازعقدفی المجلس ومادام که متفرق نشده انداختیارفسخ معامله رادارند. دوم - درخیارحیوان
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۹۸
اگرمبیع حیوان باشدمشتری تاسه روزازحین عقداختیارفسخ معامله رادارد. سوم - درخیارشرط
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۳۹۹
درعقدبیع ممکن است شرط شودکه درمدت معین برای بایع یا مشتری یاهردوشخص خارجی اختیارفسخ معامله باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۰۰
اگرابتدامدت خیارذکرنشده باشدابتداءآن ازتاریخ عقد محسوب است والاتابع قراردادمتعاملین است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۰۱
اگربرای شرط مدت معین نشده باشدهم شرط خیاروهم بیع باطل است. چهارم - درخیارتاخیرثمن
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۰۲
هرگاه مبیع عین خارجی ویادرحکم آن بوده وبرای تادیه ثمن یا تسلیم مبیع متبایعین اجلی معین نشده باشداگرسه روزازتاریخ بیع بگذردودر این مدت نه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۰۳
اگربایع بنحوی ازانحاءمطالبه ثمن نمایدوبه قرائن معلوم گرددکه مقصودالتزام بیع بوده است خیاراوساقط خواهدشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۰۴
هرگاه بایع درظرف سه روزازتاریخ بیع تمام مبیع راتسلیم مشتری کندیامشتری ثمن رابه بایع بدهددیگربرای بایع اختیارفسخ نخواهدبود اگرچه ثانیابنحوی ازانحاءمبیع به بایع وثمن…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۰۵
اگرمشتری ثمن راحاضرکردکه بدهدوبایع ازاخذآن امتناع نمودخیارفسخ نخواهدداشت.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۰۶
خیارتاخیرمخصوصی بایع است وبرای مشتری ازجهت تاخیردر تسلیم مبیع این اختیارنمی باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۰۷
تسلیم بعض ثمن یادادن آن به کسی که حق قبض نداردخیاربایع راساقط نمی کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۰۸
اگرمشتری برای ثمن ضامن بدهدیابایع ثمن راحواله دهدبعداز تحقیق حواله خیارتاخیرساقط می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۰۹
هرگاه مبیع ازچیزهائی باشدکه کمترازسه روزفاسدویاکم قیمت می شودابتداءخیاراززمانی است که مبیع مشرف به فسادیاکسرقیمت می گردد. پنجم - درخیاررویت وتخلف وصف
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۱۰
هرگاه مالی راندیدوآن رافقط به وصف بخردبعدازدیدن اگردارای اوصافی که ذکرشده است نباشدمختارمی شودکه بیع رافسخ کندبه همان نحوکه هست قبول نماید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۱۱
اگربایع مبیع راندیدولی مشتری آن رادیده باشدومبیع غیر اوصافی که ذکرشده است داراباشدفقط بایع خیارفسخ خواهدداشت.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۱۲
هرگاه مشتری بعضی ازمبیع رادیده وبعض دیگررابه وصف یا ازروی نمونه خریده باشدوآن بعض مطابق وصف یانمونه نباشدمی تواندتمام مبیع راردکندیاتمام آن راقبول نماید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۱۳
هرگاه یکی ازمتبایعین مالی راسابقادیده وبه اعتمادرویت سابق معامله کندوبعدازرویت معلوم شودکه مال مزبوراوصاف سابقه راندارد اختیارفسخ خواهدداشت.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۱۴
دربیع کلی خیاررویت نیست وبایع بایدجنسی بدهدکه مطابق بااوصاف مقرره بین طرفین باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۱۵
خیاررویت وتخلف وصف بعدازرویت فوری است. ششم - درخیارغبن
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۱۶
هریک ازمتعاملین که درمعامله غبن فاحش داشته باشدبعد ازعلم به غبن می تواندمعامله رافسخ کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۱۷
غبن در صورتی فاحش است که عرفا قابل مسامحه نباشد. ( اصلاحی ۸/۱۰ /۱۳۶۱ )
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۱۸
اگر مغبون درحین معامله عالم به قیمت عادله بوده است خیار فسخ نخواهدداشت.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۱۹
درتعیین مقدارغبن شرایط معامله نیزبایدمنظورگردد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۲۰
خیارغبن بعدازعلم به غبن فوری است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←