حقوق مدنی و خانواده

قانون مدنی

قواعد اصلی حقوق خصوصی ایران درباره اموال، قراردادها، اشخاص، خانواده و ادله اثبات دعوا.

۱۳۳۵ماده/اصل مستقل
دریافت فایل منبع
فهرست مواد

همه مواد و اصول

۱۳۳۵ نتیجه
درصورتی که وکالت مطلق باشدفقط مربوط به اداره کردن اموال موکل خواهدبود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وکالت بایددرامری داده شودکه خودموکل بتواندآن رابجا آوردوکیل هم بایدکسی باشدکه برای انجام آن امراهلیت داشته باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وکیل نمی تواندعملی راکه ازحدودوکالت اوخارج است انجام دهد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وکیل درمحاکمه وکیل درقبض حق نیست مگراینکه قرائن دلالت برآن نمایدوهمچنین وکیل دراخذحق وکیل درمرافعه نخواهدبود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وکالت دربیع وکالت درقبض ثمن نیست مگراینکه قرینه قطعی دلالت برآن کند. مبحث دوم - درتعهدات وکیل جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه ازتقصیروکیل خسارتی به موکل متوجه شودکه عرفاوکیل مسبب آن محسوب می گرددمسئول خواهدبود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وکیل بایددرتصرفات واقدامات خودمصلحت موکل را مراعات نمایدوازآنچه که موکل بالصراحه به اواختیارداده یابرحسب قرائن وعرف وعادت داخل اختیاراوست تجاوزنکند. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وکیل بایدحساب مدت وکالت خودرابه موکل بدهدوآنچه راکه بجای اودریافت کرده است به اوردکند. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه برای انجام امردویاچندنفروکیل معین شده باشد هیچیک ازآنهانمی تواندبدون دیگری یادیگران دخالت درآن بنمایدمگراین که هریک مستقلاوکالت داشته باشددراین صورت هرکدام می تواندبه… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درصورتی که دونفربنحواجتماع وکیل باشندبموت یکی ازآنها وکالت دیگری باطل می شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وکالت درهرامرمستلزم وکالت درلوازم ومقدمات آن نیز هست مگراینکه تصریح بعدم وکالت باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وکیل در امری نمی تواند برای آن امر به دیگری وکالت دهد مگر اینکه صریحا یا به دلالت قرائن وکیل در توکیل باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگر وکیل که وکالت در توکیل نداشته انجام امری راکه درآن وکالت دارد به شخص ثالثی واگذارکند هر یک از وکیل و شخص ثالث… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک موکل باید تمام تعهداتی راکه وکیل درحدود وکالت خودکرده است، انجام دهد. در موردآنچه که درخارج ازحدود وکالت انجام داده شده است موکل هیچ… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک موکل باید تمام مخارجی راکه وکیل برای انجام وکالت خود نموده است وهمچنین اجرت وکیل رابدهدمگراینکه درعقدوکالت طوردیگر مقررشده باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک حق الوکاله وکیل تابع قراردادبین طرفین خواهدبودواگر نسبت به حق الوکاله یامقدارآن قراردادنباشدتابع عرف وعادت است اگر عادت مملمی نباشدوکیل مستحق اجرت المثل است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک گردروکالت مجانی یابااجرت بودن آن تصریح نشده باشد محمول براین است که بااجرت باشد. مبحث چهارم - درطرق مختلفه انقضاءوکالت جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وکالت بطریق ذیل مرتفع می شود: ۱)به عزل موکل. ۲)به استعفای وکیل ۳)به موت یابه جنون وکیل یاموکل. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک موکل می تواندهروقت بخواهدوکیل راعزل کندمگراینکه وکالت وکیل باعدم عزل درضمن عقدلازمی شرط شده باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک تمام اموری که وکیل تاقبل ازرسیدن خبرعزل به اودرحدد وکالت خودبنمایدنسبت به موکل نافذاست. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک بعدازاینکه وکیل استعفادادمادامی که معلوم است موکل به اذن خودباقی است می توانددرآنچه وکالت داشته اقدام کند. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک محجوریت موکل موجب بطلان وکالت می شودمگردراموری که حجرمانع ازاقدام درآن نباشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه متعلق وکالت ازبین برودیاموکل عملی راکه مورد وکالت است خودانجام دهدیابطورکلی عملی که منافی باوکالت وکیل باشدبجا آورده مثل اینکه مالی راکه برای… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک عقدضمان عبارت است ازاینکه شخصی مالی راکه برذمه دیگری است بعهده بگیرد. متعهدراضامن طرف دیگررامضمون له وشخص ثالث رامضمون عنه یامدیون اصلی می گویند. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درضمان رضای مدیون اصلی شرط نیست. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ضامن بایدبرای معامله اهلیت داشته باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ضامن شدن ازمحجورومیت صحیح است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ممکن است ازضامن ضمانت کرد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه چندنفرضامن شخصی شوندضمانت هرکدام که مضمون له قبول کندصحیح است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درضمان شرط نیست که ضامن مال دارباشدلیکن اگرمضمون له در وقت ضمان به عدم تمکن ضامن جاهل بوده باشدمی تواندعقدضمان رافسخ کندولی اگرضامن بعدازعقدغیرملی… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ضمان دینی که هنوزسبب آن ایجادنشده است، باطل است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک دردین حال ممکن است ضامن برای تادیه آن اجلی معین کندو همچنین می توانددردین موجل تعهدپرداخت فوری آن رابنماید. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک مضمون له می توانددرعقدضمان ازضامن مطالبه رهن کنداگرچه دین اصلی رهنی نباشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک علم ضامن به مقدارواوصاف وشرایط دینی که ضمانت آن را می نمایدشرط نیست بنابراین اگرکسی ضامن دین شخص بشودبدون اینکه بداند آن دین چه… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک معرفت تفصیلی ضامن به شخص مضمون له یامضمون عنه لازم نیست جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هردینی راممکن است ضمانت اگرچه شرط فسخی درآن موجود باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ضمان عهده ازمشتری یابایع نسبت به درک مبیع یاثمن در صورت مستحق للغیردرآمدن جایزاست. مبحث دوم - دراثرضمان بین ضامن ومضمون له جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک بعدازاینکه ضمان بطورصحیح واقع شده ذمه مضمون عنه بری و ذمه ضامن به مضمون له مشغول می شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک تعلیق درضمان مثل اینکه ضامن قیدکندکه اگرمدیون ندادمن ضامنم باطل است ولی التزام به تادیه ممکن است معلق باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک تعلیق ضمان به شرط صحت آن مثل اینکه ضامن قیدکندکه اگر مضمون عنه مدیون باشدمن ضامنم موجب بطلان آن نمی شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ضمان عقدی است لازم وضامن یامضمون له نمی توانندآن رافسخ کنندمگردرصورت اعسارضامن بطوری که درماده ۶۹۰مقرراست یادرصورت بودن حق فسخ نسبت بدین مضمون له… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه ضمان مدت داشته باشدمضمون له نمی تواندقبل از انقضاءمدت مطالبه طلب خودراازضامن کنداگرچه دین حال باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درضمان حال مضمون له حق مطالبه طلب خودرادارداگرچه دین موجل باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ضمان مطلق محمول به حال است مگرآنکه به قرائن معلوم شودکه موجل بوده است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ضمان موجل به فوت ضامن حال می شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه دین مدت داشته ولی ضمان حال باشد بعهد از ضمان مضمون له حق مطالبه از ضامن دارد. ( در اصلاحات ۸/۱۰/۶۱ حذف شده… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرمضمون له ذمه مضمون عنه رابری کندضامن بری نمی شودمگر اینکه مقصودابراءازاصل دین باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک کسی که ضامن درک مبیع است درصورت فسخ بیع به سبب اقاله یا خیارازضمان بری می شود. مبحث سوم - دراثرضمان بین ضامن ومضمون… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ضامن حق رجوع به مضمون عنه نداردمگربعدازاداءدین ولی می توانددرصورتی که مضمون عنه ملتزم شده باشدکه درمدت معینی برائت اورا تحصیل نمایدومدت مزبورهم منقضی… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرضامن بارضایت مضمون له حواله کندبه کسی که دین رابدهد وآن شخص قبول نمایدمثل آن است که دین رااداکرده است وحق رجوع به مضمون… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرضامن دین راتادیه کندومضمون عنه آن راثانیابپردازد ضامن حق رجوع به مضمون له نخواهدداشت وبایدبه مضمون عنه مراجعه کندومضمون عنه می تواندازمضمون له آنچه… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه مضمون له فوت شودوضامن وارث اوباشدحق رجوع به مضمون عنه دارد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرضامن به مضمون له کمترازدین داده باشدزیاده برآنچه داده نمی تواندازمدیون مطالبه کنداگرچه دین راصلح به کمترکرده باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرضامن زیادترازدین به داین بدهدحق رجوع به زیاده ندارد مگردرصورتی به اذن مضمون عنه داده باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه دین مدت داشته وضامن قبل ازموعدآن رابدهدمادام که دین حال نشده است نمی تواندازمدیون مطالبه کند. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درصورتی که دین حال باشدهروقت ضامن اداکندمی تواندرجوع به مضمون عنه نمایدهرچندضمان مدت داشته وموعدآن نرسیده باشدمگرآنکه مضمون عنه اذن به ضمان موجل داده… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه مضمون عنه دین رااداکندضامن بری می شودهرچندضامن به مضمون عنه اذن درادانداده باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه مضمون له ضامن راازدین ابراءکندضامن ومضمون عنه هر دوبری می شوند. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه مضمون له ضامن راابراءیادیگری مجانادین رابدهد ضامن حق رجوع به مضمون عنه ندارد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ضامنی که به قصدتبرع ضمانت کرده باشدحق رجوع به مضمون عنه ندارد. مبحث چهارم - دراثرضمان بین ضامنین جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک