حقوق مدنی و خانواده
قانون مدنی
قواعد اصلی حقوق خصوصی ایران درباره اموال، قراردادها، اشخاص، خانواده و ادله اثبات دعوا.
۱۳۳۵ماده/اصل مستقل
دریافت فایل منبع فهرست مواد
۱۳۳۵ نتیجه
همه مواد و اصول
ماده ۶۶۱
درصورتی که وکالت مطلق باشدفقط مربوط به اداره کردن اموال موکل خواهدبود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۶۲
وکالت بایددرامری داده شودکه خودموکل بتواندآن رابجا آوردوکیل هم بایدکسی باشدکه برای انجام آن امراهلیت داشته باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۶۳
وکیل نمی تواندعملی راکه ازحدودوکالت اوخارج است انجام دهد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۶۴
وکیل درمحاکمه وکیل درقبض حق نیست مگراینکه قرائن دلالت برآن نمایدوهمچنین وکیل دراخذحق وکیل درمرافعه نخواهدبود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۶۵
وکالت دربیع وکالت درقبض ثمن نیست مگراینکه قرینه قطعی دلالت برآن کند. مبحث دوم - درتعهدات وکیل
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۶۶
هرگاه ازتقصیروکیل خسارتی به موکل متوجه شودکه عرفاوکیل مسبب آن محسوب می گرددمسئول خواهدبود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۶۷
وکیل بایددرتصرفات واقدامات خودمصلحت موکل را مراعات نمایدوازآنچه که موکل بالصراحه به اواختیارداده یابرحسب قرائن وعرف وعادت داخل اختیاراوست تجاوزنکند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۶۸
وکیل بایدحساب مدت وکالت خودرابه موکل بدهدوآنچه راکه بجای اودریافت کرده است به اوردکند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۶۹
هرگاه برای انجام امردویاچندنفروکیل معین شده باشد هیچیک ازآنهانمی تواندبدون دیگری یادیگران دخالت درآن بنمایدمگراین که هریک مستقلاوکالت داشته باشددراین صورت هرکدام می تواندبه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۷۰
درصورتی که دونفربنحواجتماع وکیل باشندبموت یکی ازآنها وکالت دیگری باطل می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۷۱
وکالت درهرامرمستلزم وکالت درلوازم ومقدمات آن نیز هست مگراینکه تصریح بعدم وکالت باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۷۲
وکیل در امری نمی تواند برای آن امر به دیگری وکالت دهد مگر اینکه صریحا یا به دلالت قرائن وکیل در توکیل باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۷۳
اگر وکیل که وکالت در توکیل نداشته انجام امری راکه درآن وکالت دارد به شخص ثالثی واگذارکند هر یک از وکیل و شخص ثالث…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۷۴
موکل باید تمام تعهداتی راکه وکیل درحدود وکالت خودکرده است، انجام دهد. در موردآنچه که درخارج ازحدود وکالت انجام داده شده است موکل هیچ…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۷۵
موکل باید تمام مخارجی راکه وکیل برای انجام وکالت خود نموده است وهمچنین اجرت وکیل رابدهدمگراینکه درعقدوکالت طوردیگر مقررشده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۷۶
حق الوکاله وکیل تابع قراردادبین طرفین خواهدبودواگر نسبت به حق الوکاله یامقدارآن قراردادنباشدتابع عرف وعادت است اگر عادت مملمی نباشدوکیل مستحق اجرت المثل است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۷۷
گردروکالت مجانی یابااجرت بودن آن تصریح نشده باشد محمول براین است که بااجرت باشد. مبحث چهارم - درطرق مختلفه انقضاءوکالت
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۷۸
وکالت بطریق ذیل مرتفع می شود: ۱)به عزل موکل. ۲)به استعفای وکیل ۳)به موت یابه جنون وکیل یاموکل.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۷۹
موکل می تواندهروقت بخواهدوکیل راعزل کندمگراینکه وکالت وکیل باعدم عزل درضمن عقدلازمی شرط شده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۰
تمام اموری که وکیل تاقبل ازرسیدن خبرعزل به اودرحدد وکالت خودبنمایدنسبت به موکل نافذاست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۱
بعدازاینکه وکیل استعفادادمادامی که معلوم است موکل به اذن خودباقی است می توانددرآنچه وکالت داشته اقدام کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۲
محجوریت موکل موجب بطلان وکالت می شودمگردراموری که حجرمانع ازاقدام درآن نباشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۳
هرگاه متعلق وکالت ازبین برودیاموکل عملی راکه مورد وکالت است خودانجام دهدیابطورکلی عملی که منافی باوکالت وکیل باشدبجا آورده مثل اینکه مالی راکه برای…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۴
عقدضمان عبارت است ازاینکه شخصی مالی راکه برذمه دیگری است بعهده بگیرد. متعهدراضامن طرف دیگررامضمون له وشخص ثالث رامضمون عنه یامدیون اصلی می گویند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۵
درضمان رضای مدیون اصلی شرط نیست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۶
ضامن بایدبرای معامله اهلیت داشته باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۷
ضامن شدن ازمحجورومیت صحیح است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۸
ممکن است ازضامن ضمانت کرد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۹
هرگاه چندنفرضامن شخصی شوندضمانت هرکدام که مضمون له قبول کندصحیح است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۰
درضمان شرط نیست که ضامن مال دارباشدلیکن اگرمضمون له در وقت ضمان به عدم تمکن ضامن جاهل بوده باشدمی تواندعقدضمان رافسخ کندولی اگرضامن بعدازعقدغیرملی…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۱
ضمان دینی که هنوزسبب آن ایجادنشده است، باطل است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۲
دردین حال ممکن است ضامن برای تادیه آن اجلی معین کندو همچنین می توانددردین موجل تعهدپرداخت فوری آن رابنماید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۳
مضمون له می توانددرعقدضمان ازضامن مطالبه رهن کنداگرچه دین اصلی رهنی نباشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۴
علم ضامن به مقدارواوصاف وشرایط دینی که ضمانت آن را می نمایدشرط نیست بنابراین اگرکسی ضامن دین شخص بشودبدون اینکه بداند آن دین چه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۵
معرفت تفصیلی ضامن به شخص مضمون له یامضمون عنه لازم نیست
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۶
هردینی راممکن است ضمانت اگرچه شرط فسخی درآن موجود باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۷
ضمان عهده ازمشتری یابایع نسبت به درک مبیع یاثمن در صورت مستحق للغیردرآمدن جایزاست. مبحث دوم - دراثرضمان بین ضامن ومضمون له
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۸
بعدازاینکه ضمان بطورصحیح واقع شده ذمه مضمون عنه بری و ذمه ضامن به مضمون له مشغول می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۹
تعلیق درضمان مثل اینکه ضامن قیدکندکه اگرمدیون ندادمن ضامنم باطل است ولی التزام به تادیه ممکن است معلق باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۰
تعلیق ضمان به شرط صحت آن مثل اینکه ضامن قیدکندکه اگر مضمون عنه مدیون باشدمن ضامنم موجب بطلان آن نمی شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۱
ضمان عقدی است لازم وضامن یامضمون له نمی توانندآن رافسخ کنندمگردرصورت اعسارضامن بطوری که درماده ۶۹۰مقرراست یادرصورت بودن حق فسخ نسبت بدین مضمون له…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۲
هرگاه ضمان مدت داشته باشدمضمون له نمی تواندقبل از انقضاءمدت مطالبه طلب خودراازضامن کنداگرچه دین حال باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۳
درضمان حال مضمون له حق مطالبه طلب خودرادارداگرچه دین موجل باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۴
ضمان مطلق محمول به حال است مگرآنکه به قرائن معلوم شودکه موجل بوده است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۵
ضمان موجل به فوت ضامن حال می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۶
هرگاه دین مدت داشته ولی ضمان حال باشد بعهد از ضمان مضمون له حق مطالبه از ضامن دارد. ( در اصلاحات ۸/۱۰/۶۱ حذف شده…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۷
اگرمضمون له ذمه مضمون عنه رابری کندضامن بری نمی شودمگر اینکه مقصودابراءازاصل دین باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۸
کسی که ضامن درک مبیع است درصورت فسخ بیع به سبب اقاله یا خیارازضمان بری می شود. مبحث سوم - دراثرضمان بین ضامن ومضمون…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۹
ضامن حق رجوع به مضمون عنه نداردمگربعدازاداءدین ولی می توانددرصورتی که مضمون عنه ملتزم شده باشدکه درمدت معینی برائت اورا تحصیل نمایدومدت مزبورهم منقضی…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۰
اگرضامن بارضایت مضمون له حواله کندبه کسی که دین رابدهد وآن شخص قبول نمایدمثل آن است که دین رااداکرده است وحق رجوع به مضمون…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۱
اگرضامن دین راتادیه کندومضمون عنه آن راثانیابپردازد ضامن حق رجوع به مضمون له نخواهدداشت وبایدبه مضمون عنه مراجعه کندومضمون عنه می تواندازمضمون له آنچه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۲
هرگاه مضمون له فوت شودوضامن وارث اوباشدحق رجوع به مضمون عنه دارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۳
اگرضامن به مضمون له کمترازدین داده باشدزیاده برآنچه داده نمی تواندازمدیون مطالبه کنداگرچه دین راصلح به کمترکرده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۴
اگرضامن زیادترازدین به داین بدهدحق رجوع به زیاده ندارد مگردرصورتی به اذن مضمون عنه داده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۵
هرگاه دین مدت داشته وضامن قبل ازموعدآن رابدهدمادام که دین حال نشده است نمی تواندازمدیون مطالبه کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۶
درصورتی که دین حال باشدهروقت ضامن اداکندمی تواندرجوع به مضمون عنه نمایدهرچندضمان مدت داشته وموعدآن نرسیده باشدمگرآنکه مضمون عنه اذن به ضمان موجل داده…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۷
هرگاه مضمون عنه دین رااداکندضامن بری می شودهرچندضامن به مضمون عنه اذن درادانداده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۸
هرگاه مضمون له ضامن راازدین ابراءکندضامن ومضمون عنه هر دوبری می شوند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۹
هرگاه مضمون له ضامن راابراءیادیگری مجانادین رابدهد ضامن حق رجوع به مضمون عنه ندارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۰
ضامنی که به قصدتبرع ضمانت کرده باشدحق رجوع به مضمون عنه ندارد. مبحث چهارم - دراثرضمان بین ضامنین
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←