حقوق مدنی و خانواده
قانون مدنی
قواعد اصلی حقوق خصوصی ایران درباره اموال، قراردادها، اشخاص، خانواده و ادله اثبات دعوا.
۱۳۳۵ماده/اصل مستقل
دریافت فایل منبع فهرست مواد
۱۳۳۵ نتیجه
همه مواد و اصول
ماده ۷۲۱
هرگاه اشخاص متعددازیک شخص وبرای یک قرض بنحوتسهیم ضمانت کرده باشندمضمون له بهریک ازآنهافقط بقدرسهم اوحق رجوع داردو اگریکی ازضامنین تمام قرض راتادیه نمایدبهریک…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۲
ضامن حق رجوع به مدیون اصلی نداردوبایدبه مضمون عنه خود رجوع کندوبه همین طریق هرضامنی به مضمون عنه خودرجوع کندتابه مدیون اصلی برسد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۳
ممکن است کسی درضمن عقدلازمی به تادیه دین دیگری ملتزم شود دراین صورت تعلیق به التزام مبطل نیست مثل اینکه کسی التزام خودرابه تادیه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۴
حواله عقدی است که بموجب آن طلب شخصی ازذمه مدیون به ذمه شخص ثالثی منتقل می گردد. مدیون رامحیل، طلبکاررامحتال، شخص ثالث رامحال علیه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۵
حواله محقق نمی شودمگربارضای محتال وقبول محال علیه.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۶
اگر در مورد حواله محیل مدیون محتال نباشد احکام حواله در آن جاری نخواهد بود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۷
برای صحت حواله لازم نیست که محال علیه مدیون به محیل باشد دراین صورت محال علیه پس ازقبولی درحکم ضامن است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۸
درصحت حواله ملائت محال علیه شرط نیست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۹
هرگاه دقت حواله محال علیه معسربوده ومحتال جاهل به اعسار اوباشدمحتال می تواندحواله رافسخ وبه محیل رجوع کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۰
پس ازتحقیق حواله ذمه محیل ازدینی که حواله داده بری وذمه محال علیه مشغول می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۱
درصورتی که محال علیه مدیون محیل نبوده بعدازاداءوجه حواله می تواندبه همان مقداری که پرداخته است رجوع به محیل نماید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۲
حواله عقدی است لازم وهیچیک ازمحیل ومحتال ومحال علیه نمی تواندآن رافسخ کندمگردرموردماده ۷۲۹ویادرصورتی که خیارفسخ شرط شده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۳
اگردربیع بایع حواله داده باشدکه مشتری ثمن رابه شخصی بدهد یامشتری حواله داده باشدکه بایع ثمن راازکسی بگیردوبعدبطلان بیع معلوم گرددحواله باطل می شودواگرمحتال…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۴
کفالت عقدی است که بموجب آن احدطرفین درمقابل طرف دیگر احضارشخص ثالثی راتعهدمی کند. متعهدراکفیل، شخص ثالث رامکفول وطرف دیگررامکفول له می گویند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۵
کفالت به رضای کفیل ومکفول له واقع می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۶
درصحت کفالت علم کفیل به ثبوت حقی برعهده مکفول شرط نیست بلکه دعوی حق ازطرف مکفول له کافی است اگرچه مکفول منکرآن باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۷
کفالت ممکن است مطلق باشدیاموقت ودرصورت موقت بودن بایدمدت آن معلوم باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۸
ممکن است شخص دیگری کفیل، کفیل شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۹
درکفالت مطلق مکفول له هروقت بخواهدمی توانداحضار مکفول راتقاضاکندولی درکفالت موقت قبل ازرسیدن موعدحق مطالبه ندارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۴۰
کفیل بایدمکفول رادرزمان ومکانی که تعهدکرده است حاضر نمایدوالابایدازعهده حقی که برعهده مکفول ثابت می شودبرآید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۴۱
اگرکفیل ملتزم شده باشدکه مالی درصورت عدم احضارمکفول بدهدبایدبه نحوی که ملتزم شده است عمل کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۴۲
گردرکفالت محل تسلیم معین نشده باشدکفیل بایدمکفول رادر محل عقدتسلیم کندمگراینکه عقدمنصرف به محل دیگرباشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۴۳
اگرمکفول غایب باشدبه کفیل مهلتی که برای حاضرکردن مکفول کافی باشدداده می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۴۴
اگرکفیل مکفول رادرغیرزمان ومکان مقرریابرخلاف شرایطی که کرده اندتسلیم کندقبول آن برمکفول له لازم نیست لیکن اگرقبول کردکفیل بری می شودوهمچنین اگرمکفول له برخلاف…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۴۵
هرکس شخصی راازتحت اقتدارذیحق یاقائم مقام اوبدون رضای اوخارج کنددرحکم کفیل است وبایدآن شخص راحاضرکندوالابایدازعهده حقی که براوثابت شودبرآید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۴۶
درمواردذیل کفیل بری می شود: ۱) درصورت حاضرکردن مکفول به نحوی که متعهدشده است. ۲) درصورتی که مکفول درموقع مقررشخصاحاضرشود. ۳) درصورتی که ذمه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۴۷
هر گاه کفیل مکفول خود را مطابق شرایط مقرره حاضر کند و مکفول له از قبول آن امتناع نماید کفیل می تواند احضار مکفول…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۴۸
فوت مکفول له موجب برائت کفیل نمی شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۴۹
هرگاه یک نفردرمقابل چندنفرازشخصی کفالت نمایدبه تسلیم اوبه یکی ازآنهادرمقابل دیگری بری نمی شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۵۰
درصورتی که شخصی کفیل، کفیل باشدودیگری کفیل اووهکذاهر کفیل بایدمکفول خودراحاضرکندوهرکدام ازآنهاکه مکفول اصلی راحاضرکرد اووسایرین بری می شوندوهرکدام که به یکی ازجهات مزبوردرماده…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۵۱
هرگاه کفالت به اذن مکفول بوده وکفیل باعدم تمکن ازاحضار حقی راکه به عهده اواست ادانمایدویابه اذن اوادای حق کندمی تواندبه مکفول رجوع کرده…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۵۲
صلح ممکن است یادرموردرفع تنازع موجودویاجلوگیری از تنازع احتمالی درموردمعامله وغیرآن واقع شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۵۳
برای صحت صلح طرفین بایداهلیت معامله وتصرف درمورد صلح داشته باشند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۵۴
هرصلح نافذاست جزصلح برامری که غیرمشروع باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۵۵
صلح باانکاردعوی نیزجائزاست بنابراین درخواست صلح اقرارمحسوب نمی شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۵۶
حقوق خصوصی که ازجرم تولیدمی شودممکن است موردصلح واقع شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۵۷
صلح برعوض نیزجائزاست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۵۸
صلح درمقام معاملات هرچندنتیجه معامله راکه بجای آن واقع شده است می دهدلیکن شرائط واحکام خاصه آن معامله رانداردبنابراین اگر موردصلح عین باشددرمقابل عوض…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۵۹
حق شفعه درصلح نیست هرچنددرمقام بیع باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۶۰
صلح عقدلازمست اگرچه درمقام عقودجائزه واقع شده باشدوبر هم نمی خوردمگردرمواردفسخ به خیاریااقاله.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۶۱
صلحی که درموردتنازع یامبنی به تسامح باشدقاطع بین طرفین است وهیچیک نمی تواندآن رافسخ کنداگرچه به ادعاءغبن باشدمگردرصورت تخلف شرط یااشتراط خیار.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۶۲
اگردوطرف مصالحه ویادرموردصلح اشتباهی واقع شده باشد صلح باطل است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۶۳
صلح به اکراه نافذنیست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۶۴
تدلیس درصلح موجب خیارفسخ است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۶۵
صلح دعوی مبتنی برمعامله باطله باطل است ولی صلح دعوی ناشی ازبطلان معامله صحیح است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۶۶
اگرطرفین بطورکلی تمام دعاوی واقعیه وفرضیه خودرابه صلح خاتمه داده باشندکلیه دعاوی داخل درصلح محسوب است اگرچه منشاءدعوی در حین صلح معلوم نباشدمگراینکه صلح…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۶۷
اگربعدازصلح معلوم گرددکه موضوع صلح منتفی بوده است صلح باطل است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۶۸
درعقدصلح ممکن است احدازطرفین درعوض مال الصحلی که می گیردمتعهدشودکه نفقه معینی همه ساله یاهمه ماهه تامدت معین تادیه کند این تعهدممکن است به…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۶۹
درتعهدمذکوره درماده قبل به نفع هرکس که واقع شده باشد ممکن است شرط نمودکه بعدازفوت منتفع نفقه به وراث اوداده شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۷۰
صلحی که برطبق دوماده فوق واقع می شودبه ورشکستگی یاافلاس متعهدنفقه فسخ نمی شودمگراینکه شرط شده باشد. فصل هجدهم - دررهن
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۷۱
رهن عقدی است که به موجب آن مدیون مالی رابرای وثیقه به داین می دهد. رهن دهنده راراهن وطرف دیگررامرتهن می گویند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۷۲
مال مرهون بایدبه قبض مرتهن یابه تصرف کسی که بین طرفین معین می گرددداده شودولی استمرارقبض شرط صحت معامله نیست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۷۳
هرمالی که قابل نقل وانتقال قانونی نیست نمی تواندمورد رهن واقع شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۷۴
مال مرهون بایدعین معین باشدورهن دین ومنفعت باطل است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۷۵
برای هرمالی که درذمه باشدممکن است رهن داده شودولو عقدی که موجب اشتغال ذمه است قابل فسخ باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۷۶
ممکن است یک نفرمالی رادرمقابل دویاچنددین که به دویا چندنفرداردرهن بدهددراین صورت مرتهنین بایدبه تراضی معین کنندکه رهن درتصرف چه کسی باشدوهمچنین ممکن است…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۷۷
درضمن عقدرهن یابموجب عقدعلیحده ممکن است راهن مرتهن راوکیل کندکه اگردرموعدمقررراهن قرض خودرااداءننموده مرتهن ازعین مرهونه یاقیمت آن طلب خودرااستیفاءکندونیزممکن است قراردهدوکالت مزبوربعدازفوت مرتهن…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۷۸
اگرشرط شده باشدکه مرتهن حق فروش عین مرهونه راندارد باطل است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۷۹
هرگاه مرتهن برای فروش عین مرهونه وکالت نداشته باشدو راهن هم برای فروش آن واداءدین حاضرنگرددمرتهن به حاکم رجوع می نمایدتا اجباربه بیع یااداءدین…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۸۰
برای استیفاءطلب خودازقیمت رهن مرتهن برهرطلبکار دیگری رجحان خواهدداشت.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←