حقوق مدنی و خانواده
قانون مدنی
قواعد اصلی حقوق خصوصی ایران درباره اموال، قراردادها، اشخاص، خانواده و ادله اثبات دعوا.
۱۳۳۵ماده/اصل مستقل
دریافت فایل منبع فهرست مواد
۸۱۰ نتیجه
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک
ماده ۴۴۰
خیارتدلیس بعدازعلم به آن فوری است. نهم - درخیارتبعض صفقه
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۱
خیارتبعض صفقه وقتی حاصل می شودکه عقدبیع نسبت به بعض مبیع به جهتی ازجهات باطل باشددراین صورت مشتری حق خواهدداشت بیع رافسخ نمایدیابه نسبت…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۲
درموردتبعض صفقه قسمتی ازثمن که بایدبه مشتری برگرددبه طریق ذیل حساب می شود - آن قسمت ازمبیع که به ملکیت مشتری قرارگرفته منفرداقیمت می…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۳
تبعض صفقه وقتی موجب خیاراست که مشتری درحین معامله عالم به آن نباشدولی درهرحال ثمن تقسیط می شود. دهم - درخیارتخلف شرط
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۴
احکام خیارتخلف شرط بطوری است که درمواد۲۳۴الی ۲۴۵ ذکرشده است. فقره دوم - دراحکام خیارات بطورکلی
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۵
هریک ازخیارات بعدازفوت منتقل به وارث می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۶
خیارشرط ممکن است به قیدمباشرت واختصاص به شخص مشروط له قرارداده شوددراین صورت منتقل به وارث نخواهدشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۷
هرگاه شرط خیاربرای شخصی غیرازمتعاملین شده باشدمنتقل به ورثه نخواهدشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۸
سقوط تمام یابعضی ازخیارات رامی توان درضمن عقدشرط نمود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۴۹
فسخ بهرلفظ یافعلی که دلالت برآن نمایدحاصل می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۰
تصرفاتی که نوعاکاشف ازرضای معامله باشدامضای فعلی مثل آنکه مشتری که خیارداردباعلم به خیارمبیع رابفروشدیارهن بگذارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۱
تصرفاتی که نوعاکاشف ازبهم زدن معامله باشدفسخ فعلی است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۲
اگرمتعاملین هردوخیارداشته باشندویکی ازآنهاامضاکندو دیگری فسخ نمایدمعامله منفسخ می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۳
درخیارمجلس وحیوان وشرط اگرمبیع بعدازتسلیم ودرزمان خیاربایع یامتعاملین تلف یاناقص شودبرعهده مشتری است واگرخیارمختص مشتری باشدتلف یانقص بعهده بایع است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۴
هرگاه مشتری مبیع رااجاره داده باشدوبیع فسخ شوداجاره باطل نمی شودمگراین که عدم تصرفات ناقله درعین ومنفعت برمشتری صریحایا ضمناشرط شده که دراین صورت…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۵
اگرپس ازعقدبیع مشتری تمام یاقسمتی ازمبیع رامتعلق حق غیرقراردهدمثل اینکه نزدکسی رهن گذاردفسخ معامله موجب زوال حق شخص مزبورنخواهدشدمگراینکه شرط خلاف شده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۶
تمام انواع خیاردرجمیع معاملات لازمه ممکن است موجودباشد مگرخیارمجلس وحیوان وتاخیرثمن که مخصوص بیع است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۷
هربیع لازم است مگراینکه یکی ازخیارات درآن ثابت شود. فصل دوم - دربیع شرط
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۸
درعقدبیع متعاملین می توانندشرط نمایندکه هرگاه بایع درمدت معینی تمام مثل ثمن رابه مشتری ردکندخیارفسخ معامله رانسبت به تمام مبیع داشته باشدوهمچنین می توانندشرط…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۵۹
دربیع شرط به مجردعقدمبیع ملک مشتری می شودباقیدخیار برای بایع بنابراین اگربه شرایطی که بین اوومشتری برای استردادمبیع مقرر شده است عمل ننمایدبیع قطعی…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۰
دربیع شرط مشتری نمی توانددرمبیع تصرفی که منافی خیار باشدازقبیل نقل وانتقال وغیره بنماید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۱
اگرمشتری درزمان خیارازاخذثمن امتناع کندبایع می تواند باتسلیم ثمن به حاکم یاقائم مقام اومعامله رافسخ کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۲
اگرمبیع به شرط بواسطه فوت مشتری به ورثه اومنتقل شودحق فسخ بیع درمقابل ورثه به همان ترتیبی که بوده است باقی خواهدبود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۳
اگردربیع شرط معلوم شودکه قصدبایع حقیقت بیع نبوده است احکام بیع درآن مجری نخواهدبود. فصل سوم - درمعاوضه
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۴
معاوضه عقدی است که بموجب آن یکی ازطرفین مالی میدهدبه عوض مال دیگرکه ازطرف دیگراخذمی کندبدون ملاحظه اینکه یکی ازعوضین مبیع ودیگری ثمن باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۵
درمعاوضه احکام خاصه بیع جاری نیست. فصل چهارم - دراجاره
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۶
اجاره عقدی است که بموجب آن مستاجرمالک منافع عین مستاجره می شود.اجاره دهنده راموجرواجاره کننده رامستاجرومورداجاره راعین مستاجره گویند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۷
مورداجاره ممکن است اشیاءیاحیوان یاانسان باشد. مبحث اول - دراجاره اشیاء
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۸
دراجاره اشیاءمدت اجاره بایدمعین شودوالااجاره باطل است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۶۹
مدت اجاره ازروزی شروع می شودکه بین طرفین مقررشده واگر درعقداجاره ابتدای مدت ذکرنشده باشدازوقت عقدمحسوب است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۰
درصحت اجاره قدرت برتسلیم عین مستاجره شرط است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۱
برای صحت اجاره بایدانتفاع ازعین مستاجره بابقاءاصل آن ممکن باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۲
عین مستاجره بایدمعین باشدواجاره عین مجهول یامرددباطل است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۳
لازم نیست که موجرمالک عین مستاجره باشدولی بایدمالک منافع آن باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۴
مستاجرمی تواندعین مستاجره رابه دیگری اجاره بدهدمگر اینکه درعقداجاره خلاف آن شرط شده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۵
اجاره مال مشاع جائزاست لیکن تسلیم عین مستاجره موقوف است به اذن شریک.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۶
موجربایدعین مستاجره راتسلیم مستاجرکندودرصورت امتناع موجراجبارمی شودودرصورت تعذراجبارمستاجرخیارفسخ دارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۷
موجربایدعین مستاجررادرحالتی تسلیم نمایدکه مستاجر بتوانداستفاده مطلوبه ازآن رابکند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۸
هرگاه معلوم شودعین مستاجره درحال اجاره معیوب بوده مستاجرمی توانداجاره رافسخ کندیابهمان نحوی که بوده است اجاره راباتمام اجرت قبول کندولی اگرموجررفع عیب کندبه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۷۹
عیبی که موجب فسخ اجاره می شودعیبی است که موجب نقصان منفعت یاصعوبت درانتفاع باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۸۰
عیبی که بعدازعقدوقبل ازقبض منفعت درعین مستاجره حادث شودموجب خیاراست واگرعیب دراثناءمدت اجاره حادث شودنسبت به بقیه مدت خیارثابت است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۸۱
هرگاه عین مستاجره بواسطه عیب ازقابلیت انتفاع خارج شده ونتوان رفع عیب نموداجاره باطل می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۸۲
اگرمورداجاره عین کلی باشدوفردی که موجرداده معیوب درآیدمستاجرحق فسخ نداردومی تواندموجررامجبوربه تبدیل آن نمایدواگر تبدیل آن ممکن نباشدحق فسخ خواهدداشت.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۸۳
اگردرمدت اجاره عین مستاجره به واسطه حادثه کلایابعضا تلف شوداززمان تلف نسبت به مقدارتلف شده منفسخ می شودودرصورت تلف بعض آن مستاجرحق دارداجاره رانسبت…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۸۴
موجرنمی توانددرمدت اجاره درعین مستاجره تغییری دهدکه منافی مقصودمستاجرازاستیجارباشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۸۵
اگردرمدت اجاره درعین مستاجره تعمیراتی لازم آیدکه تاخیر درآن موجب ضررموجرباشدمستاجرنمی تواندمانع تعمیرات مزبوره گردداگر چه درمدت تمام یاقسمتی اززمان تعمیرنتواندازعین مستاجره کلایابعضا استفاده…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۸۶
تعمیرات وکلیه مخارجی که درعین مستاجره برای امکان انتفاع ازآن لازم است بعهده مالک است مگرآنکه شرط خلاف شده یاعرف بلد برخلاف آن جاری…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۸۷
هرگاه مستاجرنسبت به عین مستاجره تعدی یاتفریط نمایدو موجرقادربرمنع آن نباشدموجرحق فسخ دارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۸۸
اگرشخص ثالثی بدون ادعاءحقی درعین مستاجره یامنافع آن مزاحم مستاجرگردددرصورتی که قبل ازقبض باشدمستاجرحق فسخ داردواگرفسخ ننمودمی تواندبرای رفع مزاحمت ومطالبه اجرت المثل بخودمزاحم…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۸۹
اگر شخصی که مزاحمت می نماید مدعی حق نسبت بعین مستاجره یا منافع آن باشد مزاحم نمی تواند عین مزبوره را از ید مستاجر…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۹۰
مستاجر باید: اولا - در استعمال عین مستاجره به نحو متعارف رفتارکرده وتعدی یاتفریط نکند. ثانیا - عین مستاجره برای همان مصرفی که در…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۹۱
اگرمنفعتی که دراجاره تعیین شده است به خصوصیت آن منظور نبوده مستاجرمی توانداستفاده منفعتی کندکه ازحیث ضررمساوی یاکمتراز منفعت معینه باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۹۲
اگرمستاجرعین مستاجره رادرغیرموردی که دراجاره ذکرشده باشدیاازاوضاع واحوال استنباط می شوداستعمال کندومنع آن ممکن نباشد موجرحق فسخ اجاره راخواهدداشت.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۹۳
مستاجرنسبت به عین مستاجره ضامن نیست به این معنی که اگر عین مستاجره بدون تفریط یاتعدی اوکلایابعضاتلف شودمسئول نخواهدبود ولی مستاجرتفریط یاتعدی نمایدضامن است…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۹۴
عقداجاره به محض انقضاءمدت برطرف می شودواگرپس از انقضاءآن مستاجرعین مستاجره رابدون اذن مالک مدتی درتصرف خودنگاهدارد موجربرای مدت مزبورمستحق اجرت المثل خواهدبوداگرچه مستاجراستیفاء…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۹۵
اگربرای تادیه مال الاجاره ضامنی داده شده باشدضامن مسئول اجرت المثل مذکوردرماده فوق نخواهدبود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۹۶
عقداجاره بواسطه تلف شدن عین مستاجره ازتاریخ تلف باطل می شودونسبت به تخلف ازشرایطی که بین موجرومستاجرمقرراست خیارفسخ از تاریخ تخلف ثابت می گردد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۹۷
عقداجاره بواسطه فوت موجریامستاجرباطل نمی شودولیکن اگرموجرفقط برای مدت عمرخودمالک منافع عین مستاجره بوده است اجاره به فوت موجرباطل می شوداگرشرط مباشرت مستاجرشده باشدبه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۹۸
اگرعین مستاجره به دیگری منتقل شوداجاره به حال خودباقی است مگراینکه موجرحق فسخ درصورت نقل رابرای خودشرط کرده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۴۹۹
هرگاه متولی باملاحظه صرفه وقف مال موقوفه رااجاره دهد اجاره به فوت اوباطل نمی گردد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←