حقوق مدنی و خانواده

قانون مدنی

قواعد اصلی حقوق خصوصی ایران درباره اموال، قراردادها، اشخاص، خانواده و ادله اثبات دعوا.

۱۳۳۵ماده/اصل مستقل
دریافت فایل منبع
فهرست مواد

جلد اول: در اموال

۹۴۵ نتیجه
اگرعین مرهونه بواسطه عمل خودراهن یاشخص دیگری تلف شود بایدتلف کننده بدل آن رابدهدوبدل مزبوررهن خواهدبود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وکالت مذکوردرماده ۷۷۷شامل بدل مزبوردرماده فوق نخواهد بود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک راهن نمی توانددررهن تصرفی کندکه منافی حق مرتهن باشدمگر به اذن مرتهن. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک راهن می توانددررهن تغییراتی بدهدیاتصرفات دیگری که برای رهن نافع باشدومنافی حقوق مرتهن هم نباشدبعمل آوردبدون اینکه مرتهن بتوانداورامنع کند، درصورت منع اجازه باحاکم… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هبه عقدی است که به موجب آن یک نفرمالی رامجانابه کس دیگری تملیک می کندتملیک کننده واهب طرف دیگررامتهب، مالی راکه مورد هبه است… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک واهب بایدبرای معامله وتصرف درمال خوداهلیت داشته باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک واهب بایدمالک مالی باشدکه هبه می کند. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هبه واقع نمی شودمگرباقبول وقبض متهب اعم ازاینکه مباشر قبض خودمتهب باشدیاوکیل اووقبض بدون اذن واهب اثری ندارد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درهبه به صغیریامجنون یاسفیه قبض ولی معتبراست. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درصورتی که عین موهونه دریدمتهب باشدمحتاج به قبض نیست جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هبه ممکن است معوض باشدوبنابراین واهب می تواندشرط کندکه متهب مالی رابه اوهبه کندیاعمل مشروعی رامجانابجاآورد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرقبل ازقبض واهب یامتهب فوت کندهبه باطل می شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک بعدازقبض نیزواهب می تواندبابقاع عین موهوبه ازهبه رجوع مگردرمواردذیل: ۱)درصورتی که متهب پدریامادریااولادواهب باشد. ۲)درصورتی که هبه معوض بوده وعوض هم داده شده باشد.… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درصورت رجوع واهب نماآت عین موهوبه اگرمتصل باشدمال واهب واگرمنفصل باشدمال متهب خواهدبود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک بعدازفوت واهب یامتهب رجوع ممکن نیست. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه داین طلب خودرابه مدیون ببخشدحق رجوع ندارد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرکسی مالی رابعنوان صدقه به دیگری بدهدحق رجوع ندارد. قسمت سوم - در اخذ به شفعه جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه مال غیرمنقول قابل تقسیمی بین دونفرمشترک باشدو یکی ازدوشریک حصه خودرابه قصدبیع به شخص ثالثی منتقل کندشریک دیگرحق داردقیمتی راکه مشتری داده است… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه بناودرخت بدون زمین فروخته شودحق شفعه نخواهدبود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرملک دونفردرممریامجری مشترک باشدویکی ازآنهاملک خودراباحق ممریامجری بفروشددیگری حق شفعه دارداگرچه درخودملک مشاعا شریک نباشدولی اگرملک رابدون ممریامجری بفروشددیگری حق شفعه ندارد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرحصه یکی ازدوشریک وقف باشدمتولی یاموقوف علیهم حق شفعه ندارد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرمبیع متعددبوده وبعض آن قابل شفعه وبعض دیگرقابل شفعه نباشدحق شفعه رامی توان نسبت به بعضی که قابل شفعه است بقدرحصه آن بعض ازثمن… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک دربیع فاسدحق شفعه نیست. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک خیاری بودن بیع مانع ازاخذبه شفعه نیست. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک حق شفعه رانمی توان فقط نسبت به یک قسمت ازمبیع اجرا نمودصاحب حق مزبوریابایدازآن صرف نظرکندیانسبت به تمام مبیع اجرا نماید. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اخذبه شفعه هرمعامله راکه مشتری قبل ازآن وبعدازعقدبیع نسبت به موردشفعه نموده باشد، باطل می نماید. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درمقابل شریکی که به حق شفعه تملک می کندمشتری ضامن درک است نه بایع لیکن اگردرموقع اخذبه شفعه موردشفعه هنوزبه تصرف مشتری داده نشده… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک مشتری نسبت به عیب وخرابی وتلفی که قبل ازاخذبه شفعه درید اوحادث شده باشدضامن نیست وهمچنین است بعدازاخذشفعه ومطالبه درصورتی که تعدی یاتفریط نکرده… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک نماآتی که قبل ازاخذبه شفعه درمبیع حاصل می شوددرصورتی که منفصل باشدمال مشتری ودرصورتی که متصل باشدمال شفیع است ولی مشتری می تواندبنائی راکه… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه معلوم شودکه مبیع حین البیع معیوب بوده ومشتری ارش گرفته است شفیع درموقع اخذبه شفعه مقدارارش راازثمن کسرمی گذارد. حقوق مشتری درمقابل بایع… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک حق شفعه فوری است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک حق شفعه قابل اسقاط است واسقاط آن به هرچیزی که دلالت بر صرف نظرکردن ازحق مزبورنمایدواقع می شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک حق شفعه بعدازموت شفیع به وارث یاوارث اومنتقل می شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه یک یاچندنفرازوارث حق خودرااسقاط کندباقی وراث نمی توانندآن رافقط نسبت به سهم خوداجرانمایندوبایدیاازآن صرف نظرکنندیانسبت به تمام مبیع اجرانمایند. قسمت چهارم - دروصایاوارث… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وصیب بردوقسم است - تملکیی وعهدی. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وصیت تملیکی عبارت است ازاینکه کسی عین یامنفعتی رااز مال خودبرای زمان بعدازفوتش به دیگری مجاناتملیک کند. وصیت عهدی عبارت است ازاینکه شخصی یک… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک تملیک به موجب وصیت محقق نمی شودمگرباقبول موصی له پس ازفوت موصی. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه موصی له غیرمحصورباشدمثل اینکه وصیت برای فقرایا امورعام المنفعه شودقبول شرط نیست. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک قبول موصی له قبل ازفوت موصی موثرنیست وموصی می تواند ازوصیت خودرجوع کندحتی درصورتی که موصی له موصی به راقبض کرده باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک نسبت به موصی له ردیاقبول وصیت بعدازفوت موصی معتبر است بنابراین اگرموصی له قبل ازفوت موصی وصیت راردکرده باشدبعدازفوت می تواندآن راقبول کندواگربعدازفوت آن… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرموصی له صغیریامجنون باشدردیاقبول وصیت باولی خواهد بود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک موصی له می تواندوصیت رانسبت به قسمتی ازموصی به قبول کند دراین صورت وصیت نسبت به قسمتی که قبول شده صحیح ونسبت به قسمت… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ورثه موصی نمی توانددرموصی به تصرف کندمادام که موصی له رد یاقبول خودرابه آنهااعلام نکرده است. اگرتاخیراین اعلام موجب تضررورثه باشدحاکم موصی له رامجبورمی… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک دروصیت عهدی قبول شرط نیست لیکن وصی می تواندمادام که موصی زنده است وصایت راردکندواگرقبل ازفوت موصی ردنکردبعدازآن حق رد ندارداگرچه جاهل بروصایت بوده… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک موصی بایدنسبت به موردوصیت جائزالتصرف باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه کسی به قصدخودکشی خودرامجروح یامسموم کندیااعمال ازاین قبیل که موجب هلاکت است مرتکب گرددوپس ازآن وصیت نمایدآن وصیت درصورت هلاکت باطل است وهرگاه… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرکسی بموجب وصیت یک یاچندنفرازورثه خودراازارث محروم کندوصیت مزبورنافذنیست. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک موصی می تواندازوصیت خودرجوع کند. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرموصی ثانیاوصیتی برخلاف وصیت اول نمایدوصیت دوم صحیح است. فصل سوم - درموصی به جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وصیت به مصرف مال درامرغیرمشروع باطل است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک موصی به بایدملک موصی باشدووصیت به مال غیرولوبااجازه مالک باطل است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ممکن است مالی راکه هنوزموجودنشده است وصیت نمود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وصیت به زیاده برثلث ترکه نافذنیست مگربه اجازه وراث واگربعض ازورثه اجازه کندفقط نسبت به سهم اونافذاست. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه موصی به مال معینی باشدآن مال تقویم می شوداگرقیمت آن بیش ازثلث ترکه باشدمازادمال ورثه است مگراینکه اجازه ازثلث کند. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک میزان ثلث به اعتباردارائی موصی درحین وفات معین می شود نه به اعتباردارائی ازدرحین وصیت. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه موصی به منافع ملکی باشددائمایادرمدت معین بطریق ذیل ازثلث اخراج می شود: بدواعین ملک بامنافع آن تقویم می شودسپس ملک مزبورباملاحظه مسلوب المنفعه… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرموصی به کلی باشدتعیین فردباورثه است مگراینکه در وصیت طوردیگرمقررشده باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرموصی به جزءمشاع ترکه باشدمثل ربع یاثلث موصی له با ورثه درهمان مقدارازترکه مشاعاشریک خواهدبود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرموصی زیاده برثلث به ترتیب معینی وصیت به اموری کرده باشدورثه زیاده برثلث رااجازه نکنندبه همان ترتیبی که وصیت کرده است از ترکه خارج… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک موصی له بایدموجودباشدوبتواندمالک چیزی بشودکه برای اووصیت شده است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک