حقوق مدنی و خانواده
قانون مدنی
قواعد اصلی حقوق خصوصی ایران درباره اموال، قراردادها، اشخاص، خانواده و ادله اثبات دعوا.
۱۳۳۵ماده/اصل مستقل
دریافت فایل منبع فهرست مواد
۸۱۰ نتیجه
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک
ماده ۸۰۰
درصورتی که عین موهونه دریدمتهب باشدمحتاج به قبض نیست
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۰۱
هبه ممکن است معوض باشدوبنابراین واهب می تواندشرط کندکه متهب مالی رابه اوهبه کندیاعمل مشروعی رامجانابجاآورد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۰۲
اگرقبل ازقبض واهب یامتهب فوت کندهبه باطل می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۰۳
بعدازقبض نیزواهب می تواندبابقاع عین موهوبه ازهبه رجوع مگردرمواردذیل: ۱)درصورتی که متهب پدریامادریااولادواهب باشد. ۲)درصورتی که هبه معوض بوده وعوض هم داده شده باشد.…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۰۴
درصورت رجوع واهب نماآت عین موهوبه اگرمتصل باشدمال واهب واگرمنفصل باشدمال متهب خواهدبود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۰۵
بعدازفوت واهب یامتهب رجوع ممکن نیست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۰۶
هرگاه داین طلب خودرابه مدیون ببخشدحق رجوع ندارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۰۷
اگرکسی مالی رابعنوان صدقه به دیگری بدهدحق رجوع ندارد. قسمت سوم - در اخذ به شفعه
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۰۸
هرگاه مال غیرمنقول قابل تقسیمی بین دونفرمشترک باشدو یکی ازدوشریک حصه خودرابه قصدبیع به شخص ثالثی منتقل کندشریک دیگرحق داردقیمتی راکه مشتری داده است…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۰۹
هرگاه بناودرخت بدون زمین فروخته شودحق شفعه نخواهدبود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۱۰
اگرملک دونفردرممریامجری مشترک باشدویکی ازآنهاملک خودراباحق ممریامجری بفروشددیگری حق شفعه دارداگرچه درخودملک مشاعا شریک نباشدولی اگرملک رابدون ممریامجری بفروشددیگری حق شفعه ندارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۱۱
اگرحصه یکی ازدوشریک وقف باشدمتولی یاموقوف علیهم حق شفعه ندارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۱۲
اگرمبیع متعددبوده وبعض آن قابل شفعه وبعض دیگرقابل شفعه نباشدحق شفعه رامی توان نسبت به بعضی که قابل شفعه است بقدرحصه آن بعض ازثمن…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۱۳
دربیع فاسدحق شفعه نیست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۱۴
خیاری بودن بیع مانع ازاخذبه شفعه نیست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۱۵
حق شفعه رانمی توان فقط نسبت به یک قسمت ازمبیع اجرا نمودصاحب حق مزبوریابایدازآن صرف نظرکندیانسبت به تمام مبیع اجرا نماید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۱۶
اخذبه شفعه هرمعامله راکه مشتری قبل ازآن وبعدازعقدبیع نسبت به موردشفعه نموده باشد، باطل می نماید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۱۷
درمقابل شریکی که به حق شفعه تملک می کندمشتری ضامن درک است نه بایع لیکن اگردرموقع اخذبه شفعه موردشفعه هنوزبه تصرف مشتری داده نشده…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۱۸
مشتری نسبت به عیب وخرابی وتلفی که قبل ازاخذبه شفعه درید اوحادث شده باشدضامن نیست وهمچنین است بعدازاخذشفعه ومطالبه درصورتی که تعدی یاتفریط نکرده…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۱۹
نماآتی که قبل ازاخذبه شفعه درمبیع حاصل می شوددرصورتی که منفصل باشدمال مشتری ودرصورتی که متصل باشدمال شفیع است ولی مشتری می تواندبنائی راکه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۲۰
هرگاه معلوم شودکه مبیع حین البیع معیوب بوده ومشتری ارش گرفته است شفیع درموقع اخذبه شفعه مقدارارش راازثمن کسرمی گذارد. حقوق مشتری درمقابل بایع…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۲۱
حق شفعه فوری است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۲۲
حق شفعه قابل اسقاط است واسقاط آن به هرچیزی که دلالت بر صرف نظرکردن ازحق مزبورنمایدواقع می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۲۳
حق شفعه بعدازموت شفیع به وارث یاوارث اومنتقل می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۲۴
هرگاه یک یاچندنفرازوارث حق خودرااسقاط کندباقی وراث نمی توانندآن رافقط نسبت به سهم خوداجرانمایندوبایدیاازآن صرف نظرکنندیانسبت به تمام مبیع اجرانمایند. قسمت چهارم - دروصایاوارث…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۲۵
وصیب بردوقسم است - تملکیی وعهدی.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۲۶
وصیت تملیکی عبارت است ازاینکه کسی عین یامنفعتی رااز مال خودبرای زمان بعدازفوتش به دیگری مجاناتملیک کند. وصیت عهدی عبارت است ازاینکه شخصی یک…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۲۷
تملیک به موجب وصیت محقق نمی شودمگرباقبول موصی له پس ازفوت موصی.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۲۸
هرگاه موصی له غیرمحصورباشدمثل اینکه وصیت برای فقرایا امورعام المنفعه شودقبول شرط نیست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۲۹
قبول موصی له قبل ازفوت موصی موثرنیست وموصی می تواند ازوصیت خودرجوع کندحتی درصورتی که موصی له موصی به راقبض کرده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۳۰
نسبت به موصی له ردیاقبول وصیت بعدازفوت موصی معتبر است بنابراین اگرموصی له قبل ازفوت موصی وصیت راردکرده باشدبعدازفوت می تواندآن راقبول کندواگربعدازفوت آن…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۳۱
اگرموصی له صغیریامجنون باشدردیاقبول وصیت باولی خواهد بود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۳۲
موصی له می تواندوصیت رانسبت به قسمتی ازموصی به قبول کند دراین صورت وصیت نسبت به قسمتی که قبول شده صحیح ونسبت به قسمت…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۳۳
ورثه موصی نمی توانددرموصی به تصرف کندمادام که موصی له رد یاقبول خودرابه آنهااعلام نکرده است. اگرتاخیراین اعلام موجب تضررورثه باشدحاکم موصی له رامجبورمی…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۳۴
دروصیت عهدی قبول شرط نیست لیکن وصی می تواندمادام که موصی زنده است وصایت راردکندواگرقبل ازفوت موصی ردنکردبعدازآن حق رد ندارداگرچه جاهل بروصایت بوده…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۳۵
موصی بایدنسبت به موردوصیت جائزالتصرف باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۳۶
هرگاه کسی به قصدخودکشی خودرامجروح یامسموم کندیااعمال ازاین قبیل که موجب هلاکت است مرتکب گرددوپس ازآن وصیت نمایدآن وصیت درصورت هلاکت باطل است وهرگاه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۳۷
اگرکسی بموجب وصیت یک یاچندنفرازورثه خودراازارث محروم کندوصیت مزبورنافذنیست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۳۸
موصی می تواندازوصیت خودرجوع کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۳۹
اگرموصی ثانیاوصیتی برخلاف وصیت اول نمایدوصیت دوم صحیح است. فصل سوم - درموصی به
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۴۰
وصیت به مصرف مال درامرغیرمشروع باطل است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۴۱
موصی به بایدملک موصی باشدووصیت به مال غیرولوبااجازه مالک باطل است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۴۲
ممکن است مالی راکه هنوزموجودنشده است وصیت نمود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۴۳
وصیت به زیاده برثلث ترکه نافذنیست مگربه اجازه وراث واگربعض ازورثه اجازه کندفقط نسبت به سهم اونافذاست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۴۴
هرگاه موصی به مال معینی باشدآن مال تقویم می شوداگرقیمت آن بیش ازثلث ترکه باشدمازادمال ورثه است مگراینکه اجازه ازثلث کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۴۵
میزان ثلث به اعتباردارائی موصی درحین وفات معین می شود نه به اعتباردارائی ازدرحین وصیت.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۴۶
هرگاه موصی به منافع ملکی باشددائمایادرمدت معین بطریق ذیل ازثلث اخراج می شود: بدواعین ملک بامنافع آن تقویم می شودسپس ملک مزبورباملاحظه مسلوب المنفعه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۴۷
اگرموصی به کلی باشدتعیین فردباورثه است مگراینکه در وصیت طوردیگرمقررشده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۴۸
اگرموصی به جزءمشاع ترکه باشدمثل ربع یاثلث موصی له با ورثه درهمان مقدارازترکه مشاعاشریک خواهدبود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۴۹
اگرموصی زیاده برثلث به ترتیب معینی وصیت به اموری کرده باشدورثه زیاده برثلث رااجازه نکنندبه همان ترتیبی که وصیت کرده است از ترکه خارج…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۵۰
موصی له بایدموجودباشدوبتواندمالک چیزی بشودکه برای اووصیت شده است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۵۱
وصیت برای حمل صحیح است لیکن تملک اومنوط است براینکه زنده متولدشود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۵۲
اگرحمل در نتیجه جرمی سقط شود موصی به، به ورثه او می رسد مگر اینکه موصی طور دیگری مقرر داشته باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۵۳
اگر موصی لهم متعدد و محصور باشند موصی به بین آنها بالسویه تقسیم میشود مگر اینکه طور دیگر مقرر داشته باشد. فصل پنجم -…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۵۴
موصی می تواندیک یاچندنفروصی معین نماید، درصورت تعداد اوصیاءبایدمجتمعاعمل به وصیت کنندمگردصورت تصریح به استقلال هریک.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۵۵
موصی می تواندچندنفررابنحوترتیب وصی معین کندبه این طریق که اگراولی فوت کرددومی وصی باشدواگردومی فوت کردسومی باشدوهکذا.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۵۶
صغیررامی توان به اتفاق یک نفرکبیروصی قرارداددراین صورت اجراءوصایاباکبیرخواهدبودتاموقع بلوغ ورشدصغیر.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۵۷
موصی می تواندیک نفررابرای نظارت درعملیات وصی معین نماید. حدوداختیارات ناظربه طریقی خواهدبودکه موصی مقررداشته است یا ازقرائن معلوم شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۵۸
وصی نسبت به اموالی که برحسب وصیت دریداومی باشدحکم امین راداردوضامن نمی شودمگردرصورت تعدی یاتفریط.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۸۵۹
وصی بایدبرطبق وصایای موصی رفتارکندوالاضامن ومنعزل است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←