حقوق مدنی و خانواده

قانون مدنی

قواعد اصلی حقوق خصوصی ایران درباره اموال، قراردادها، اشخاص، خانواده و ادله اثبات دعوا.

۱۳۳۵ماده/اصل مستقل
دریافت فایل منبع
فهرست مواد

جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک

۸۱۰ نتیجه
کفیل بایدمکفول رادرزمان ومکانی که تعهدکرده است حاضر نمایدوالابایدازعهده حقی که برعهده مکفول ثابت می شودبرآید. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرکفیل ملتزم شده باشدکه مالی درصورت عدم احضارمکفول بدهدبایدبه نحوی که ملتزم شده است عمل کند. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک گردرکفالت محل تسلیم معین نشده باشدکفیل بایدمکفول رادر محل عقدتسلیم کندمگراینکه عقدمنصرف به محل دیگرباشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرمکفول غایب باشدبه کفیل مهلتی که برای حاضرکردن مکفول کافی باشدداده می شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرکفیل مکفول رادرغیرزمان ومکان مقرریابرخلاف شرایطی که کرده اندتسلیم کندقبول آن برمکفول له لازم نیست لیکن اگرقبول کردکفیل بری می شودوهمچنین اگرمکفول له برخلاف… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرکس شخصی راازتحت اقتدارذیحق یاقائم مقام اوبدون رضای اوخارج کنددرحکم کفیل است وبایدآن شخص راحاضرکندوالابایدازعهده حقی که براوثابت شودبرآید. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درمواردذیل کفیل بری می شود: ۱) درصورت حاضرکردن مکفول به نحوی که متعهدشده است. ۲) درصورتی که مکفول درموقع مقررشخصاحاضرشود. ۳) درصورتی که ذمه… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هر گاه کفیل مکفول خود را مطابق شرایط مقرره حاضر کند و مکفول له از قبول آن امتناع نماید کفیل می تواند احضار مکفول… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک فوت مکفول له موجب برائت کفیل نمی شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه یک نفردرمقابل چندنفرازشخصی کفالت نمایدبه تسلیم اوبه یکی ازآنهادرمقابل دیگری بری نمی شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درصورتی که شخصی کفیل، کفیل باشدودیگری کفیل اووهکذاهر کفیل بایدمکفول خودراحاضرکندوهرکدام ازآنهاکه مکفول اصلی راحاضرکرد اووسایرین بری می شوندوهرکدام که به یکی ازجهات مزبوردرماده… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه کفالت به اذن مکفول بوده وکفیل باعدم تمکن ازاحضار حقی راکه به عهده اواست ادانمایدویابه اذن اوادای حق کندمی تواندبه مکفول رجوع کرده… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک صلح ممکن است یادرموردرفع تنازع موجودویاجلوگیری از تنازع احتمالی درموردمعامله وغیرآن واقع شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک برای صحت صلح طرفین بایداهلیت معامله وتصرف درمورد صلح داشته باشند. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرصلح نافذاست جزصلح برامری که غیرمشروع باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک صلح باانکاردعوی نیزجائزاست بنابراین درخواست صلح اقرارمحسوب نمی شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک حقوق خصوصی که ازجرم تولیدمی شودممکن است موردصلح واقع شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک صلح برعوض نیزجائزاست. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک صلح درمقام معاملات هرچندنتیجه معامله راکه بجای آن واقع شده است می دهدلیکن شرائط واحکام خاصه آن معامله رانداردبنابراین اگر موردصلح عین باشددرمقابل عوض… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک حق شفعه درصلح نیست هرچنددرمقام بیع باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک صلح عقدلازمست اگرچه درمقام عقودجائزه واقع شده باشدوبر هم نمی خوردمگردرمواردفسخ به خیاریااقاله. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک صلحی که درموردتنازع یامبنی به تسامح باشدقاطع بین طرفین است وهیچیک نمی تواندآن رافسخ کنداگرچه به ادعاءغبن باشدمگردرصورت تخلف شرط یااشتراط خیار. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگردوطرف مصالحه ویادرموردصلح اشتباهی واقع شده باشد صلح باطل است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک صلح به اکراه نافذنیست. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک تدلیس درصلح موجب خیارفسخ است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک صلح دعوی مبتنی برمعامله باطله باطل است ولی صلح دعوی ناشی ازبطلان معامله صحیح است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرطرفین بطورکلی تمام دعاوی واقعیه وفرضیه خودرابه صلح خاتمه داده باشندکلیه دعاوی داخل درصلح محسوب است اگرچه منشاءدعوی در حین صلح معلوم نباشدمگراینکه صلح… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگربعدازصلح معلوم گرددکه موضوع صلح منتفی بوده است صلح باطل است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درعقدصلح ممکن است احدازطرفین درعوض مال الصحلی که می گیردمتعهدشودکه نفقه معینی همه ساله یاهمه ماهه تامدت معین تادیه کند این تعهدممکن است به… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درتعهدمذکوره درماده قبل به نفع هرکس که واقع شده باشد ممکن است شرط نمودکه بعدازفوت منتفع نفقه به وراث اوداده شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک صلحی که برطبق دوماده فوق واقع می شودبه ورشکستگی یاافلاس متعهدنفقه فسخ نمی شودمگراینکه شرط شده باشد. فصل هجدهم - دررهن جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک رهن عقدی است که به موجب آن مدیون مالی رابرای وثیقه به داین می دهد. رهن دهنده راراهن وطرف دیگررامرتهن می گویند. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک مال مرهون بایدبه قبض مرتهن یابه تصرف کسی که بین طرفین معین می گرددداده شودولی استمرارقبض شرط صحت معامله نیست. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرمالی که قابل نقل وانتقال قانونی نیست نمی تواندمورد رهن واقع شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک مال مرهون بایدعین معین باشدورهن دین ومنفعت باطل است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک برای هرمالی که درذمه باشدممکن است رهن داده شودولو عقدی که موجب اشتغال ذمه است قابل فسخ باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ممکن است یک نفرمالی رادرمقابل دویاچنددین که به دویا چندنفرداردرهن بدهددراین صورت مرتهنین بایدبه تراضی معین کنندکه رهن درتصرف چه کسی باشدوهمچنین ممکن است… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درضمن عقدرهن یابموجب عقدعلیحده ممکن است راهن مرتهن راوکیل کندکه اگردرموعدمقررراهن قرض خودرااداءننموده مرتهن ازعین مرهونه یاقیمت آن طلب خودرااستیفاءکندونیزممکن است قراردهدوکالت مزبوربعدازفوت مرتهن… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرشرط شده باشدکه مرتهن حق فروش عین مرهونه راندارد باطل است. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرگاه مرتهن برای فروش عین مرهونه وکالت نداشته باشدو راهن هم برای فروش آن واداءدین حاضرنگرددمرتهن به حاکم رجوع می نمایدتا اجباربه بیع یااداءدین… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک برای استیفاءطلب خودازقیمت رهن مرتهن برهرطلبکار دیگری رجحان خواهدداشت. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرمال مرهون به قیمتی بیش ازطلب مرتهن فروخته شودمازاد مال مالک آن است واگربرعکس حاصل فروش کمترباشدمرتهن باسدبرای نقیصه به راهن رجوع کند. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درموردقسمت اخیرماده قبل اگرراهن مفلس شده باشدمرتهن باغرماءشریک می شود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرراهن مقداری ازدین رااداکندحق نداردمقداری ازرهن را مطالبه نمایدومرتهن می تواندتمام آن راتاتادیه کامل دین نگاهداردمگر اینکه بین راهن ومرتهن ترتیب دیگری مقررشده باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک تبدیل رهن به مال دیگربه تراضی طرفین جائزاست. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هرچیزی که درعقدبیع بدون قیدصریح بعنوان متعلقات جزء مبیع محسوب می شوددررهن نیزداخل خواهدبود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ثمره رهن وزیادتی که ممکن است درآن حاصل شوددرصورتی که متصل باشدجزءرهن خواهدبودودرصورتی که منفصل باشدمتعلق به راهن است مگر اینکه ضمن عقدبین طرفین… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک عقدرهن نسبت به مرتهن جایزونسبت به راهن لازم است وبنابر این مرتهن می تواندهروقت بخواهدآن رابرهم زندولی راهن نمی تواندقبل از اینکه دین خودراادانمایدویابنحوی… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک به موت راهن یامرتهن رهن منفسخ نمی شودولی درصورت فوت مرتهن راهن می تواندتقاضانمایدکه رهن به تصرف شخص ثالثی که به تراضی اوو ورثه… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک رهن دریدمرتهن امانت محسوب است وبنابراین مرتهن مسئول تلف یاناقص شدن آن نخواهدبودمگردرصورت تقصیر. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک بعدازبرائت ذمه مدیون رهن دریدمرتهن امانت است لیکن اگرباوجودمطالبه آن راردننمایدضامن آن خواهدبوداگرچه تقصیرنکرده باشد جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک اگرعین مرهونه بواسطه عمل خودراهن یاشخص دیگری تلف شود بایدتلف کننده بدل آن رابدهدوبدل مزبوررهن خواهدبود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک وکالت مذکوردرماده ۷۷۷شامل بدل مزبوردرماده فوق نخواهد بود. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک راهن نمی توانددررهن تصرفی کندکه منافی حق مرتهن باشدمگر به اذن مرتهن. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک راهن می توانددررهن تغییراتی بدهدیاتصرفات دیگری که برای رهن نافع باشدومنافی حقوق مرتهن هم نباشدبعمل آوردبدون اینکه مرتهن بتوانداورامنع کند، درصورت منع اجازه باحاکم… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هبه عقدی است که به موجب آن یک نفرمالی رامجانابه کس دیگری تملیک می کندتملیک کننده واهب طرف دیگررامتهب، مالی راکه مورد هبه است… جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک واهب بایدبرای معامله وتصرف درمال خوداهلیت داشته باشد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک واهب بایدمالک مالی باشدکه هبه می کند. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک هبه واقع نمی شودمگرباقبول وقبض متهب اعم ازاینکه مباشر قبض خودمتهب باشدیاوکیل اووقبض بدون اذن واهب اثری ندارد. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک درهبه به صغیریامجنون یاسفیه قبض ولی معتبراست. جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک