حقوق مدنی و خانواده
قانون مدنی
قواعد اصلی حقوق خصوصی ایران درباره اموال، قراردادها، اشخاص، خانواده و ادله اثبات دعوا.
۱۳۳۵ماده/اصل مستقل
دریافت فایل منبع فهرست مواد
۸۱۰ نتیجه
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک
ماده ۶۸۰
تمام اموری که وکیل تاقبل ازرسیدن خبرعزل به اودرحدد وکالت خودبنمایدنسبت به موکل نافذاست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۱
بعدازاینکه وکیل استعفادادمادامی که معلوم است موکل به اذن خودباقی است می توانددرآنچه وکالت داشته اقدام کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۲
محجوریت موکل موجب بطلان وکالت می شودمگردراموری که حجرمانع ازاقدام درآن نباشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۳
هرگاه متعلق وکالت ازبین برودیاموکل عملی راکه مورد وکالت است خودانجام دهدیابطورکلی عملی که منافی باوکالت وکیل باشدبجا آورده مثل اینکه مالی راکه برای…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۴
عقدضمان عبارت است ازاینکه شخصی مالی راکه برذمه دیگری است بعهده بگیرد. متعهدراضامن طرف دیگررامضمون له وشخص ثالث رامضمون عنه یامدیون اصلی می گویند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۵
درضمان رضای مدیون اصلی شرط نیست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۶
ضامن بایدبرای معامله اهلیت داشته باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۷
ضامن شدن ازمحجورومیت صحیح است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۸
ممکن است ازضامن ضمانت کرد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۸۹
هرگاه چندنفرضامن شخصی شوندضمانت هرکدام که مضمون له قبول کندصحیح است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۰
درضمان شرط نیست که ضامن مال دارباشدلیکن اگرمضمون له در وقت ضمان به عدم تمکن ضامن جاهل بوده باشدمی تواندعقدضمان رافسخ کندولی اگرضامن بعدازعقدغیرملی…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۱
ضمان دینی که هنوزسبب آن ایجادنشده است، باطل است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۲
دردین حال ممکن است ضامن برای تادیه آن اجلی معین کندو همچنین می توانددردین موجل تعهدپرداخت فوری آن رابنماید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۳
مضمون له می توانددرعقدضمان ازضامن مطالبه رهن کنداگرچه دین اصلی رهنی نباشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۴
علم ضامن به مقدارواوصاف وشرایط دینی که ضمانت آن را می نمایدشرط نیست بنابراین اگرکسی ضامن دین شخص بشودبدون اینکه بداند آن دین چه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۵
معرفت تفصیلی ضامن به شخص مضمون له یامضمون عنه لازم نیست
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۶
هردینی راممکن است ضمانت اگرچه شرط فسخی درآن موجود باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۷
ضمان عهده ازمشتری یابایع نسبت به درک مبیع یاثمن در صورت مستحق للغیردرآمدن جایزاست. مبحث دوم - دراثرضمان بین ضامن ومضمون له
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۸
بعدازاینکه ضمان بطورصحیح واقع شده ذمه مضمون عنه بری و ذمه ضامن به مضمون له مشغول می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۶۹۹
تعلیق درضمان مثل اینکه ضامن قیدکندکه اگرمدیون ندادمن ضامنم باطل است ولی التزام به تادیه ممکن است معلق باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۰
تعلیق ضمان به شرط صحت آن مثل اینکه ضامن قیدکندکه اگر مضمون عنه مدیون باشدمن ضامنم موجب بطلان آن نمی شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۱
ضمان عقدی است لازم وضامن یامضمون له نمی توانندآن رافسخ کنندمگردرصورت اعسارضامن بطوری که درماده ۶۹۰مقرراست یادرصورت بودن حق فسخ نسبت بدین مضمون له…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۲
هرگاه ضمان مدت داشته باشدمضمون له نمی تواندقبل از انقضاءمدت مطالبه طلب خودراازضامن کنداگرچه دین حال باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۳
درضمان حال مضمون له حق مطالبه طلب خودرادارداگرچه دین موجل باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۴
ضمان مطلق محمول به حال است مگرآنکه به قرائن معلوم شودکه موجل بوده است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۵
ضمان موجل به فوت ضامن حال می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۶
هرگاه دین مدت داشته ولی ضمان حال باشد بعهد از ضمان مضمون له حق مطالبه از ضامن دارد. ( در اصلاحات ۸/۱۰/۶۱ حذف شده…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۷
اگرمضمون له ذمه مضمون عنه رابری کندضامن بری نمی شودمگر اینکه مقصودابراءازاصل دین باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۸
کسی که ضامن درک مبیع است درصورت فسخ بیع به سبب اقاله یا خیارازضمان بری می شود. مبحث سوم - دراثرضمان بین ضامن ومضمون…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۰۹
ضامن حق رجوع به مضمون عنه نداردمگربعدازاداءدین ولی می توانددرصورتی که مضمون عنه ملتزم شده باشدکه درمدت معینی برائت اورا تحصیل نمایدومدت مزبورهم منقضی…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۰
اگرضامن بارضایت مضمون له حواله کندبه کسی که دین رابدهد وآن شخص قبول نمایدمثل آن است که دین رااداکرده است وحق رجوع به مضمون…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۱
اگرضامن دین راتادیه کندومضمون عنه آن راثانیابپردازد ضامن حق رجوع به مضمون له نخواهدداشت وبایدبه مضمون عنه مراجعه کندومضمون عنه می تواندازمضمون له آنچه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۲
هرگاه مضمون له فوت شودوضامن وارث اوباشدحق رجوع به مضمون عنه دارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۳
اگرضامن به مضمون له کمترازدین داده باشدزیاده برآنچه داده نمی تواندازمدیون مطالبه کنداگرچه دین راصلح به کمترکرده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۴
اگرضامن زیادترازدین به داین بدهدحق رجوع به زیاده ندارد مگردرصورتی به اذن مضمون عنه داده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۵
هرگاه دین مدت داشته وضامن قبل ازموعدآن رابدهدمادام که دین حال نشده است نمی تواندازمدیون مطالبه کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۶
درصورتی که دین حال باشدهروقت ضامن اداکندمی تواندرجوع به مضمون عنه نمایدهرچندضمان مدت داشته وموعدآن نرسیده باشدمگرآنکه مضمون عنه اذن به ضمان موجل داده…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۷
هرگاه مضمون عنه دین رااداکندضامن بری می شودهرچندضامن به مضمون عنه اذن درادانداده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۸
هرگاه مضمون له ضامن راازدین ابراءکندضامن ومضمون عنه هر دوبری می شوند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۱۹
هرگاه مضمون له ضامن راابراءیادیگری مجانادین رابدهد ضامن حق رجوع به مضمون عنه ندارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۰
ضامنی که به قصدتبرع ضمانت کرده باشدحق رجوع به مضمون عنه ندارد. مبحث چهارم - دراثرضمان بین ضامنین
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۱
هرگاه اشخاص متعددازیک شخص وبرای یک قرض بنحوتسهیم ضمانت کرده باشندمضمون له بهریک ازآنهافقط بقدرسهم اوحق رجوع داردو اگریکی ازضامنین تمام قرض راتادیه نمایدبهریک…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۲
ضامن حق رجوع به مدیون اصلی نداردوبایدبه مضمون عنه خود رجوع کندوبه همین طریق هرضامنی به مضمون عنه خودرجوع کندتابه مدیون اصلی برسد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۳
ممکن است کسی درضمن عقدلازمی به تادیه دین دیگری ملتزم شود دراین صورت تعلیق به التزام مبطل نیست مثل اینکه کسی التزام خودرابه تادیه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۴
حواله عقدی است که بموجب آن طلب شخصی ازذمه مدیون به ذمه شخص ثالثی منتقل می گردد. مدیون رامحیل، طلبکاررامحتال، شخص ثالث رامحال علیه…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۵
حواله محقق نمی شودمگربارضای محتال وقبول محال علیه.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۶
اگر در مورد حواله محیل مدیون محتال نباشد احکام حواله در آن جاری نخواهد بود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۷
برای صحت حواله لازم نیست که محال علیه مدیون به محیل باشد دراین صورت محال علیه پس ازقبولی درحکم ضامن است.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۸
درصحت حواله ملائت محال علیه شرط نیست.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۲۹
هرگاه دقت حواله محال علیه معسربوده ومحتال جاهل به اعسار اوباشدمحتال می تواندحواله رافسخ وبه محیل رجوع کند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۰
پس ازتحقیق حواله ذمه محیل ازدینی که حواله داده بری وذمه محال علیه مشغول می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۱
درصورتی که محال علیه مدیون محیل نبوده بعدازاداءوجه حواله می تواندبه همان مقداری که پرداخته است رجوع به محیل نماید.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۲
حواله عقدی است لازم وهیچیک ازمحیل ومحتال ومحال علیه نمی تواندآن رافسخ کندمگردرموردماده ۷۲۹ویادرصورتی که خیارفسخ شرط شده باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۳
اگردربیع بایع حواله داده باشدکه مشتری ثمن رابه شخصی بدهد یامشتری حواله داده باشدکه بایع ثمن راازکسی بگیردوبعدبطلان بیع معلوم گرددحواله باطل می شودواگرمحتال…
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۴
کفالت عقدی است که بموجب آن احدطرفین درمقابل طرف دیگر احضارشخص ثالثی راتعهدمی کند. متعهدراکفیل، شخص ثالث رامکفول وطرف دیگررامکفول له می گویند.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۵
کفالت به رضای کفیل ومکفول له واقع می شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۶
درصحت کفالت علم کفیل به ثبوت حقی برعهده مکفول شرط نیست بلکه دعوی حق ازطرف مکفول له کافی است اگرچه مکفول منکرآن باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۷
کفالت ممکن است مطلق باشدیاموقت ودرصورت موقت بودن بایدمدت آن معلوم باشد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۸
ممکن است شخص دیگری کفیل، کفیل شود.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←
ماده ۷۳۹
درکفالت مطلق مکفول له هروقت بخواهدمی توانداحضار مکفول راتقاضاکندولی درکفالت موقت قبل ازرسیدن موعدحق مطالبه ندارد.
جلد اول: در اموال / کتاب دوم: در اسباب تملک ←